ادبکده

حرف های تکراری
نویسنده : علیرضا - ساعت ۱۱:٤۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٧/٧
 

دوباره این غزل و حرف های تکراری
بهانۀدل شب،چند برگ و وسواسی
هبوط شاعری از دور سوی خیال
خیال خام ترک چین چشم در راهی
حکایت دل و رقصی میان بزم غزل
صدای دلکش یال خیال باز سخن
سکوت ثانیه هایی که مانده آن سوی شب
صدای شاعر رنجوری از دل تاریخ
بس است این همه هذیان و سرکشی شیدا
جج

 

صدای بغض ترک خورده از گلو جاری
که می کشد قلمت را به سوی بیداری
میان این شب و آن آسمان پرگاری
میان خاطره ها مانده تنگ دیواری
کنار قافیه هایی که زیر سر داری
به دستِ باد،سراسیمه تر ز رگباری
و ساعتی که گذر می کند به دشواری
که توبه می کند از دست شعر درباری
برای این غزل و حرف های تکراری
جج