ادبکده

 
نویسنده : علیرضا - ساعت ٥:٥٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٩/۱٩
 

ضمن عذرخواهی از دوستان بزودی مطالب وبلاگ بروز خواهد شد


 
 
معرفی آخرین کتاب من با عنوان در سایه سار مثنوی
نویسنده : علیرضا - ساعت ٥:٥٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۳/۳
 

 

 

درسایه سارمثنوی

دکتر علیرضا نبی لو

نوبت چاپ: اول – قطع: وزیری – نوع جلد: شومیز – تعداد صفحه: 304 - قیمت: 5700 تومان

معرفی اجمالی اثر :

مثنویِ مولانا جلال الدین بلخی، به سان دریایی است که علوم و معارف گوناگون انسانی در

آن موج می زند، نشان دادنِ ردّپای این دانش ها برای هر خواننده ای جذّاب است، از این

رو اثر حاضر، در هشت فصل به این امر اهتمام ورزیده است : در بخش جامعه شناسی و

تاریخ با پی گیری مباحث جنبۀ عینی و آماری پیدا کرده است در فصل ادبیات نظریۀ ادبی

مولانا اجمالاً بیان شده است و در فصول دیگر عمده ترین نکات هر علم از نگاه مولانا در

مثنوی بررسی شده و با ذکر ابیاتی از این کتاب موضوعات شرح و بسط داده شده است.


 
 
بهشت در خیال شاعران
نویسنده : علیرضا - ساعت ٢:٢۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۱/۳
 

 

 

 

 

 

 

 

بهشت در خیال شاعران

                                                                                                  دکتر علیرضا نبی لو

                                                                                                  دانشیار دانشگاه قم

چکیده

بهشت و مترادفات آن از موضوعاتی است که در شعر اغلب شاعران به کار رفته و با توجه به اوصاف و ویژگی هایش امکان تصویر سازی بسیاری ایجاد کرده است،هدف این پژوهش،بررسی و تحلیل تصویر سازی شاعران از این امر است،هدف دیگر،ترسیم نوع نگرش شاعران به این موضوع در طول تاریخ ادب فارسی است،از سوی دیگر میزان ابتکارها و تقلیدها در این تصویر سازی و نیز تنوع تصاویر بهشت مشخص می گردد.(1)

با بهره گیری از روش کتابخانه ای،60شاعر انتخاب شده (2)و از طریق تحلیل و طبقه بندی به بررسی تصاویر بهشت(3) در شعر این شاعران پرداخته شده و طبق معیار تقدم و تاخر تاریخی،تصاویر تقلیدی و ابتکاری مشخص گردیده و با استفاده از جدول و نمودار،یافته ها عینی و ملموس تر نشان داده شد.

برخی از یافته های این پژوهش بدین قرار است:در شعر این شاعران،332تصویر متنوع دیده می شود،بهشت و حور،بهشت و باغ و بستان،بهشت و کوثر ، بهشت و رضوان،بهشت و برین بودن،بهشت و روضه،بهشت و طوبی در شعر آنان به ترتیب،بیشترین بسامد را دارد. صائب،خاقانی و سنایی،فردوسی،امیرمعزی،عطار و مولوی بیشترین تصاویر ابتکاری را از بهشت پدید آورده اند، بهشت و اوصاف انسانی با 29%و بهشت و امور مجرد و غیبی با 25% ،بیشترین تصویر را در شعر این شاعران ایجاد نموده است.اغلب شاعران اعم از گویندگان شعر غنایی،حماسی،تعلیمی و...به این موضوع توجه نموده اند.ضمنا در قرنهای6و7ه.ق،تصاویر بهشت از بسامد بیشتری برخوردار بوده است.

واژگان کلیدی:بهشت،تصویر،تصاویر ابتکاری،تصاویر تقلیدی،شعر فارسی،شاعران فارسی.

1- مقدمه

1-1- اهمیت دین و شرح معارف دینی

دین و معارف دینی از مهمترین ارکان اندیشة بشری است و بحث پیرامون آن،از ضروریات هر علمی است.در ادبیات فارسی دین و دانش های متعلق به آن جایگاه ویژه ای دارد و هیچ اثری از این موضوع خالی نیست.بسیاری از شاخه های معارف دینی در متون نظم و نثر ما تشریح شده و با بهره گیری از آیات،احادیث به ارایةاین مطالب پرداخته شده است.باید توجه نمود که بیان هنری معارف دینی در تاثیرگذاری و پذیرش آن از سوی مخاطب نقش مهمی دارد.

2-1- الگوهای جذاب برای معرفی معارف دینی( نظیر بهشت)

استفاده از الگوهای جذاب و هنری برای معرفی معارف دینی از اهمیت و تاثیر بسزایی برخوردار است از این امر علاوه بر ادبیات در معماری ها،کاشیکاری ها ،خطاطی ها و سایر هنرهای اسلامی نیز می توان نشانی دید،خصوصا در مساجد و اماکن متبرکه این نشانه ها را بیشتر می توان ملاحظه نمود.در این امور سعی می شود تا مفاهیم مجرد دینی به شکل ملموس و قابل رویت توصیف گردد تا برای انسان ها قابل تصور و پذیرفتنی جلوه نماید.شاعران فارسی با بهره گیری از شعر،به جذابیت و تاثیر موضوعات دینی در نظر مخاطبان افزوده و بخصوص ایرانیانی که به دقایق زبان عربی واقف نبوده اند از طریق اشعار و نوشته های نویسندگان فارسی با این معارف آشنایی پیدا کردند.

شعر و تصاویر شعری با توجه به جذابیتش هنگامی که با معارف و موضوعات دینی همراه می شود تاثیر شگرفی در ماندگاری آن مفاهیم در اذهان و اندیشةمخاطبان داشته است.بهشت یکی از این مفاهیم و موضوعات دینی است که توجه شاعران بسیاری را به خود معطوف نموده و شاعران نیز با بهره گیری از اوصاف آن،تصاویر خیالی و شاعرانةبسیاری ایجاد کرده اند و دور افتادن از بهشت و عالم غیب و اشتیاق ترسیم خیال انگیز آن سبب تصویرگری های زیادی در ادبیات فارسی شده است که مقالةحاضر به آن خواهد پرداخت.

3-1- میزان تاثیرپذیری شاعران از تصاویر قرآنی در موضوع بهشت

در قرآن کریم تصاویر بدیعی از بهشت و بهشتیان دیده می شود،شعر فارسی نیز تحت تاثیر این چشمه فیاض قرار دارد و از قرآن و معارف دینی تاثیر زیادی گرفته است.جهت اثبات این امر به تصاویر شعریی اشاره می شود که با بهره گیری از آیات قرآن شکل گرفته است:

1- بهشت و انهار:برگرفته از جنات تجری من تحتها الانهار(حدید:12)

2- بهشت و فرشتگان: برگرفته از والملائکة یدخلون علیهم من کل باب (رعد:24)

3- بهشت و جاودانی:برگرفته از کانت لهم جنات الفردوس نزلاً خالدین فیها(کهف:108)

4- بهشت و قصر و غرفه:برگرفته از لکن‏الذین اتقوا ربهم لهم غرف (زمر:20)

5- بهشت و تخت و سریر: برگرفته از فیها سرر مرفوعه (غاشیه:13)و علی‏الأرئک ینظرون (مطففین:23)

6- بهشت و غلمان: برگرفته از و یطوف علیهم غلمان لهم کأنّهم لوءلوء مکنون (طور:24)

7- بهشت و استبرق: برگرفته از جنّات عدن تجری من تحتهم الانهار یحلّون فیها من اساور من ذهب و یلبسون ثیاباً خضراً من سندس و استبرق (کهف:31)و عالیهم ثیاب سندس خضر و استبرق و حلوا اساور من فضّة (دهر:21)

8- بهشت و جوی،شیر و شراب: برگرفته از فیها انهار من ماء غیر اءسن و اءنهار من لبن لم یتغیر طعمه و أنهار من خمر لذة للشاربین و أنهار من عسل مصفّی (محمد:15)،وسقاهم ربّهم شراباً طهوراً (دهر:21)

9- بهشت و رحیق و تسنیم: برگرفته از یسقون من رحیق مختوم. ختامه مسک و فی ذلک فلیتنافس المتنافسون و مزاجه من تسنیم. عیناً یشرب بها المقربون (مطففین: 25 ، 26، 27 و 28)

10- بهشت و باغ: برگرفته از حدائق و اعناباً (نبأ:32)

11- بهشت و فرش: برگرفته از و زرابیّ مبثوثه (غاشیه:16)

12- بهشت و میوه: برگرفته از و أمددناهم بفاکهة و لهم ممّا یشتهون (طور:22)

13- بهشت و جنت عدن: برگرفته از جنات عدن یدخلونها(رعد:23)

14- بهشت و سلسبیل: برگرفته از عینا تسمی سلسبیلا(دهر:18)

15- بهشت و دارالسلام: برگرفته از لهم دارالسلام عند ربهم(انعام:127)

16- بهشت و رضوان: برگرفته از خالدین فیها و مساکن طیبه فی جنات عدن و رضوان من الله( توبه:72)

17- بهشت و متقین در بهشت: برگرفته از و ازلفت الجنه للمتقین غیر بعید(ق:31)

18- بهشت و حور: برگرفته از حور مقصورات فی الخیام(الرحمن:72)

19- بهشت و خیرات حسان: برگرفته از فیهن خیرات حسان(الرحمن:70)

این تصاویر از بهشت که برگرفته از قرآن است تنها چند نمونه از تاثیر پذیری ادبیات فارسی را از معارف دینی نشان می دهد و بیان می کند که چگونه قرآن به عنوان یکی از مهمترین پایه های معارف دینی مورد توجه و مراجعةشاعران و نویسندگان ایران بوده است.این نوع بررسی ها در ادبیات می تواند بر اساس سایر معارف دینی نیز انجام شود تا تاثیرپذیری ادبیات را از آنها نشان دهد.

بررسی بهشت با این گستره و اهمیت در شعر فارسی و در خیال شاعران روشنگر ارتباط بهتر معارف دینی و ادبیات است و یکی از اغراض اصلی این پژوهش همین امر است.

2- بحث

یک تصویر شعری از جهات مختلف قابل بررسی و پژوهش است و می توان آن را به تنهایی یا در ارتباط با سایر تصاویر بررسی نمود.تحقیق در تصاویر شعری-که نقطةمرکزی خیال آفرینی و ایماژ است- اهمیت ویژه ای دارد.خیال شاعرانه به کمک تصویر در بر انگیختن عواطف و احساسات نقش بسزایی دارد.«تصویر سبب می شود تا خواننده احساس کند که چیزی را به گونه ای متمایز می بیند ، لمس می کند ، می بوید، یا می شنود یک شعر غالبا با ساختن طرحی از تصویرها هیجان را برمی انگیزد،به گونه ای که خواننده آن اندازه که به وسیله احساسات تحریک می شود،تحت تاثیر معنای شعر واقع نمی گردد»(اسکلتن،1375،ص155)تصویر می تواند عناصری متضاد و ظاهرا بی ارتباط را کنار هم بنشاند،چنانکه دربارة تصاویر بهشت خواهیم دید.«تصویر حلقه زدن دو چیز از دو دنیای متغایر است به وسیله کلمات در یک نقطه معین...قدرت تصویر سازی مهمترین قسمت قدرت تخیل است.»(براهنی،1380،ج1،ص113)غرض از تصویر،تمام صورخیال و ایماژهایی است که می تواند به وسیلة تخیل به کار گرفته شود تا نوآوری و ابداعی را ایجاد کند، هر چند اساس اغلب تصاویر خیال انگیز به قسمی بر تشبیه است.«مرکز اغلب صورت های خیال که حاصل نیروی تخیل شاعر است،تشبیه است...صورت های دیگر خیال از قبیل تمثیل و استعاره و تشخیص و رمز و حتی گاهی کنایه و یا صورت های دیگر بیان که می توان با توسع معنی آنها را نیز در دایره تصویر قرار داد،در حقیقت از یک تشبیه پنهان یا آشکار مایه گرفته است.»(پورنامداریان،1381،ص 189)چنانکه گفته شد تصویر و خیال پردازی شاعرانه یکی از مهمترین ارکان شعر است و تقریبا تمام منتقدان وپژوهشگران ادبیات این موضوع را تصدیق می نمایند. زیرا عنصر تصویر در موفقیت یا عدم توفیق یک شعر،بسیار موثر است. همچنین تصویر و تخیل، تمایز دهندة شعر از نظم است.«این تصرف ذهنی شاعر،در مفهوم طبیعت و انسان و این کوشش ذهنی او برای برقراری نسبت میان انسان و طبیعت،چیزی است که آن را «خیال»یا«تصویر»می نامیم و عنصر معنوی شعر،در همه زبانها و در همه ادوار،همین خیال و شیوه تصرف ذهن شاعر در نشان دادن و اقعیات مادی و معنوی است»(شفیعی،1372،ص 2)برای بررسی تصاویر شعری علاوه بر ارتباط ها و تقسیم بندی های معمول می توان به عناصر سازنده و زمینه های فرهنگی ،اجتماعی و تاریخی نیز توجه کرد.

راجع به مطالعة تصاویر شعری شاعران،به تفکیک و جداگانه، کارهای زیادی شده است(4) ولی تصاویر در محور عمودی تاریخ ادبیات فارسی یعنی پرورش و تکامل یا سیر نزولی و صعودی یک تصویر در طول تاریخ ادبیات فارسی چندان مورد توجه نبوده است.همانطور که در مطالعة محور عمودی شعر، بیت به عنوان محور افقی، و کلیت و نظام شعر به عنوان محور عمودی بررسی می شود؛ ضروری می نماید تصاویر شعر فارسی نیز با این رویکرد بررسی شود. در این نوع پژوهش شعر هر شاعر به تنهایی محور افقی تاریخ ادبیات فرض می شود و طول دورة تاریخ ادبیات و تقدم و تاخر زمانی شاعران ،محور عمودی تلقی می گردد و به این شیوه سیر و زندگی یک تصویر یا عنصر شاعرانه از آغاز شعر تا هر زمانی که مد نظر باشد، مورد بررسی قرار می گیرد. برای این منظور هر بخش از صور خیال نظیر استعاره،تشبیه و کنایه قابل بررسی و سیر و تحلیل است و با معیارهای علمی و پارامترهای مشخص و نتیجه بخش،به ارزیابی دقیقی در آن مورد می توان دست یافت.چنین جستجو و مطالعه ای در بردارندة مزایا و کاربردهای ارزنده ای است که از آن جمله به این موارد می توان اشاره کرد:

کمک به تهیة«فرهنگ تصاویر شعری» که امکان مطالعة سیر یک تصویر را در طول تاریخ ادبیات فراهم می کند و میزان ابتکار و تقلید را در تصویر سازی شاعران نشان می دهد.این نوع بررسی،تمام تصاویر ساخته شدة شاعران را از یک موضوع،در یک جا کنار هم می نشاند و تحلیل و پژوهشی جامع را امکان پذیر می سازد. مقایسه (و مطالعة تطبیقی) با تصاویر مشابه سایر ملل بهتر امکان پذیر خواهد بود.تصاویر ابتکاری و تقلیدی ،پویا و عقیم و شاعران مقلد و مبتکر،در این نوع پژوهش قابل شناسایی هستند و بررسی تصاویر از منظرهای مختلف بلاغی،سبکی و نقادانه،با این نوع نگرش، بهتر امکان پذیر می شود.

در این پژوهش روش انجام کار به شکل کتابخانه ای،تحلیلی و آماری است.بعد از استخراج تمام واژه های مربوط به بهشت و مترادفات آن و بسامد گیری و رعایت سیر تاریخی آن،تصاویر هر شاعر دسته بندی گردید و میزان بسامد واژه و تصویر بهشت در شعر هر شاعر بررسی شد،سپس سهم و جایگاه تصویر هر شاعر در کل تصاویر بررسی گردید.با تقسیم تصویر بر بسامد،قدرت تصویرگری هر شاعر در این مورد،معلوم گردید و از کلیشه ای ترین تصویرها تا ابتکاری ترین آن،به شکل بسامدی دسته بندی شد تا تصاویر ابتکاری هر شاعر معلوم گردد.در نهایت تصاویر به شکل موضوعی دسته بندی شد و با استفاده از تحلیل های علمی و آماری و جدول و نمودار،نتایج به شکل ملموس و عینی نشان داده شد.در این تحقیق تقریبا تمام خیال پردازهایی که حول محور بهشت در شعر فارسی پدید آمده، مدنظر قرار گرفته و استخراج شده و برای آنکه یک ارزیابی علمی بدست داده شود،نقش بهشت در این تصاویر از جهات مختلف بررسی گردیده است.این بحث از اشعار رودکی تا اشعار پروین اعتصامی را در بر می گیرد و به شکل گزینشی،60 شاعر برای این منظور انتخاب شده اند.لازم به ذکر است که در این انتخاب از شعر شاعران مختلف با سبک های متنوع استفاده شده،از شاعران طراز اول و مشهور تا شاعرانی با شهرت کمتر.این انتخاب از تنوع زیادی برخوردار است مثلا شاعران غزل سرا،قصیده سرا،مثنوی سرا...و شاعران عارف،زاهد و دنیا گرا...و انواع شعر حماسی،غنایی،تعلیمی و...در این گزینش و پژوهش مد نظر بوده است.برخی از شاعران نظیر صائب با44تصویر،خاقانی با 22تصویر،سنایی با 20 تصویر،فردوسی با 18تصویر،امیرمعزی و عطار هر کدام با18تصویر بکر،ابتکاری ترین و تازه ترین تصاویر را از بهشت پدید آورده اند.

1-2- بسامد واژه و تصویر بهشت در شعر فارسی

برای بررسی تصاویر و تحلیل آنها،باید میزان کاربرد واژه های مربوط به بهشت را در شعر این شاعران مشخص کنیم تا جایگاه تصاویر و بسامد آنها دقیق تر تبیین گردد.شاعران مورد نظر،5071 بار واژه های مربوط به بهشت(فردوسی،جنت،رضوان و...) را در اشعار خود به کار برده اند.صائب715بار،عطار586بار،مولوی276بار،امیرمعزی248بار و قاآنی230بار بهشت و مترادفات آن را در شعر خود آورده اند و شاعرانی چون باباطاهر،مهستی،عارف،مختاری،طبیب،پروین،کسایی و رودکی به ترتیب1، 2 ،3، 4، 4، 5بار از این واژه ها استفاده کرده اند که در میان 60 شاعر مورد بحث،شاعران اخیر کمتر به این امر پرداخته اند.

با دقت در جدول شماره (1) در می یابیم که 12 تن از شاعران(صائب،عطار،مولوی،امیرمعزی،قاآنی،سنایی،خاقانی،جامی،سعدی،سلمان ساوجی،بهار و سیف فرغانی)بیش از 100بار به بهشت و مترادفات آن پرداخته اند و هر کدام بین 30الی100تصویر از آن به دست داده اند.در مجموع تراکم این تصاویر و کاربرد واژةبهشت و مترادفاتش در سبک عراقی و قرنهای 6و7بیشتر است و در سبک خراسانی تصویرگری زیادی از این موضوع دیده نمی شود،در سبک هندی نیز جز در شعر صائب،بسامد این تصاویر به اندازةسبک عراقی نیست،در دوره های بعد نیز جز در شعر قاآنی و بهار بسامد این تصاویر کم است و به اندازةقرن6و7نیست.

مقایسة تعداد واژه های بهشت و مترادفاتش با تصاویر آن در شعر هر شاعر،میزان و سهم تصویر آفرینی هر شاعر را نشان می دهد.از طرفی رعایت تقدم و تاخر تاریخی،این امکان را فراهم می کند که چگونگی توزیع و گسترش بسامد واژه و تصویر را در دوره های مختلف سبکی و تاریخی ایران دریابیم.از مجموع تکرار واژة بهشت و مترادفاتش در شعر این شاعران، 1457 تصویر ایجاد شده است.برخی از تصاویر را یک شاعر چند بار تکرار کرده و برخی تصاویر کمتر مورد توجه بوده است. هر کدام از شاعران به برخی تصاویر توجه بیشتری دارند و به برخی تصاویر تمایل و گرایشی ندارند.با نگرش به جدول مذکور در می یابیم که در طول تاریخ ادبیات فارسی تصویر بهشت تقریبا در شعر اغلب شاعران حضور دارد. هم در رودکی به عنوان نقطه آغاز این سیر، هم در فردوسی حماسه سرا و هم در شاعران مدیحه گو نظیر فرخی  و منوچهری ، و هم در شعر کسی مانند کسایی- که با وجود تعداد ابیات محدودی که از او مانده - از بهشت و تصویر آن بهره گرفته است. همچنین در منظومه های فخر الدین اسعد گرگانی،نظامی و جامی نیز حضور تصویر بهشت هویداست،مسعود سعد در زندان این تصاویر را فراموش نکرده است و سنایی ، عطار و مولوی عرفان گرا نیز به بهشت توجه داشته اند.ضمنا در قالب های رباعی ، دوبیتی ، غزل ، قصیده و مثنوی و... این تصویر حاضر است.

پس از بررسی میزان و نسبت تصاویر بهشت هر شاعر به کل تصاویر(1457 تصویر) در می یابیم که شاعرانی مانند صائب با 102تصویر،عطار با 67تصویر،سنایی با 58تصویر،خاقانی با 57تصویر، قاآنی با 52تصویر و مولوی با 51تصویر،بیشترین بسامد از کل تصاویر بهشت را در اشعار خود آورده اند و این تصویر در شعر شاعرانی چون باباطاهر،مهستی،طبیب،رودکی،مختاری،عارف و پروین کمترین نمود را دارد.در این بین حدود 7درصد از تصاویر مورد بحث بهشت متعلق به صائب است،زیرا در سبک هندی بیشترین جزئی نگری و باریک اندیشی،در مقایسه با سایر سبک ها وجود دارد و صائب به عنوان یکی از سرآمدان این سبک، تصاویر متعددی در شعرش آورده است.همچنین عطار5/4درصد،سنایی 9/3درصد،خاقانی9/3درصد،قاآنی5/3درصد و مولوی نیز5/3درصد از تصاویر مورد بحث را به خود اختصاص داده اند.از این بررسی معلوم می گردد که در اشعار عرفانی بیشترین بسامد این تصاویر دیده می شود.البته در شعر کسانی چون ناصرخسرو و جامی با وجود گرایش دینی توجه به این تصویرسازی کمتر بوده است.

2-2- تصاویر متنوع بهشت در شعر فارسی

پس از بررسی کل تصاویر(1457 مورد)،در می یابیم که برخی از تصویرهای بهشت بیشتر مورد توجه شاعران قرار گرفته است و برخی کمتر.به عبارت دیگر برخی تصاویرآنقدر تکرار شده اند که حالت کلیشه ای و تقلیدی به خود گرفته اند،مثلا ارتباط بهشت و حور و ارتباط بهشت و باغ و بستان در شعر 47تن از شاعران به کار رفته است و ارتباط بهشت و کوثر در شعر 41تن دیده می شود.بررسی تصاویر کلیشه ای و ابتکاری می تواند موید این امر باشد که برخی از این تصاویر عقیم هستند و جذابیت لازم را نداشته اند تا شاعران دیگر از آن استفاده نمایند،و فقط در شعر یک شاعر ظهور کرده و سپس فراموش گردیده است.پس از کنار نهادن تکرار یک تصویر در شعر هر شاعر،از مجموع 1457تصویر،332تصویر نهایی از بهشت به دست می آید،یعنی تعداد تصاویر کلیشه ای و مکرر، و تصاویر شاذ و نامکرر از بهشت با نا دیده گرفتن تکرار آن در شعر هر شاعر،مجموعا 332 مورد می شود که در این بخش ذکر می گردند:

1- بهشت و حور/ بهشت و باغ و بستان (هر تصویر در شعر47شاعر به کار رفته است) (5)

2- بهشت و کوثر(در شعر 41 شاعر به کار رفته است )

3- بهشت و رضوان(در شعر 40 شاعر به کار رفته است)

4- بهشت و برین(در شعر 35 شاعر به کار رفته است)

5- بهشت و روضه/ بهشت و طوبی(هر تصویر در شعر 34 شاعر به کار رفته است)

6- بهشت و نعیم/ بهشت و جاودان(هر تصویر در شعر 33 شاعر به کار رفته است)

7- بهشت و آدم(در شعر 32 شاعر به کار رفته است)

8- بهشت و بی توجهی(در شعر 31 شاعر به کار رفته است)

9- بهشت و شراب و رحیق(در شعر 29 شاعر به کار رفته است)

10- بهشت و خلد/ بهشت و قصر و خانه/ بهشت و زیبایی(هر تصویر در شعر 26 شاعر به کار رفته است)

11- بهشت و هشت بهشت(در شعر 25 شاعر به کار رفته است)

12- بهشت و رخ/ بهشت و خرمی وسرسبزی(هر تصویر در شعر 24 شاعر به کار رفته است)

13- بهشت و بو وشمیم/ بهشت و در(هر تصویر در شعر 23 شاعر به کار رفته است)

14- بهشت و عدن(در شعر 22 شاعر به کار رفته است)

15- بهشت و آراستگی(در شعر 20 شاعر به کار رفته است)

16- بهشت و کلید(در شعر 16 شاعر به کار رفته است)

17- بهشت و جوی(در شعر 15 شاعر به کار رفته است)

18- بهشت و گل/ بهشت و میوه و ثمره/ بهشت و ارم/ بهشت و بزم(هر تصویر در شعر 14شاعر به کار رفته است)

19- بهشت و خازن/ بهشت و عدل/ بهشت و سلسبیل(هر تصویر در شعر 13شاعر به کار رفته است)

20- بهشت و غلمان/ بهشت و شادی و سرور/ بهشت و گندم/ بهشت و نسیم(هر تصویر در شعر 12شاعر به کار رفته است)

21- بهشت و باد و هوا/ بهشت و سرو/ بهشت و شیر(هر تصویر در شعر 11شاعر به کار رفته است)

22- بهشت و طاووس(در شعر 10شاعر به کار رفته است)

23- بهشت و زاهد/ بهشت و مرغ/ بهشت و ابلیس و شیطان/ بهشت و نقد/ بهشت و عسل و انگبین(هر تصویر در شعر 9شاعر به کار رفته است)

24- بهشت و مار(در شعر 8شاعر به کار رفته است)

25- بهشت و آبادی/ بهشت و رحمت/ بهشت و حله/ بهشت و ساقی(هر تصویر در شعر 7 شاعر به کار رفته است)

26- بهشت و تسنیم/ بهشت و وصل/ بهشت و ایوان/ بهشت و مجلس/ بهشت و وعده الهی/ بهشت و دانش و حکمت/ بهشت و رشک بردن/ بهشت و ادریس/ بهشت و شداد/ بهشت و رنگ/ بهشت و بت(هر تصویر در شعر 6شاعر به کار رفته است)

27- بهشت و چهارجوی/ بهشت و صحن/ بهشت و روزن و دریچه/ بهشت و جان/ بهشت و روح/ بهشت و عروس/ بهشت و علی/ بهشت و خلق و خو(هر تصویر در شعر 5 شاعر به کار رفته است)

28- بهشت و حسن/ بهشت و نور/ بهشت و کوی/ بهشت و خوان/ بهشت و شمع/ بهشت و چراغ/ بهشت و عاصیان/ بهشت و صحرا/ بهشت و دربان/ بهشت و قفس(هر تصویر در شعر 4 شاعر به کار رفته است)

29- بهشت و ماء معین/ بهشت و چشمه/ بهشت و آب/ بهشت و شهد/ بهشت و روشنایی/ بهشت و نسیه بودن/ بهشت و عافیت/ بهشت و ملک و فرشته/ بهشت و داراسلام/ بهشت و دیدار خدا/ بهشت و پیرایه وزیور/ بهشت و سنبل/ بهشت و مرغزار وسبزه زار/ بهشت و سیب/ بهشت و درخت/ بهشت و سیه چشمان/ بهشت و سبزپوشان/ بهشت و اهل آن/ بهشت و حوا(هر تصویر در شعر 3 شاعر به کار رفته است)

30- بهشت و متقین/ بهشت و غلام/ بهشت و اصحاب یمین/ بهشت و یار/ بهشت و خاتون/ بهشت و جوان شدن/ بهشت و دل خرسند/ بهشت و خاموشی/ بهشت و اعراف/ بهشت و گیسو/ بهشت و عنبرین/ بهشت و گیاه/ بهشت و خرمن/ بهشت و ریحان/ بهشت و لاله ستان/ بهشت و نهال/ بهشت و دانه/ بهشت و براق/ بهشت و فرش/ بهشت و تحفه/ بهشت و تخت/ بهشت و استبرق/ بهشت و پاداش/ بهشت و نبودن گناه/ بهشت و عدم عذاب/ بهشت و غفران ومغفرت/ بهشت و کعبه/ بهشت و عشرت سرا/ بهشت و ساحت/ بهشت و راه/ بهشت و آتش/ بهشت و آسایش/ بهشت و معانی/ بهشت و فروزندگی/ بهشت و جمال/ بهشت و نزهت/ بهشت و دلگشایی/ بهشت و جلوه/ بهشت و وسعت و فراخی/ بهشت و جانفزایی/ بهشت و تازگی/ بهشت و طعام/ بهشت و خوردنی/ بهشت و انهار(هر تصویر در شعر 2 شاعر به کار رفته است)

31- بهشت و خیرات حسان/ بهشت و مصطفی/ بهشت و کواعب/ بهشت و نغمه داود/ بهشت و اسماعیل/ بهشت و تصور/ بهشت و طلب/ بهشت و دیوانه/ بهشت و ناف/ بهشت و شاه/ بهشت و عطسه وجود/ بهشت و نقیب/ بهشت و بکر و دوشیزه/ بهشت و صحبت یاران/ بهشت و تن آسانی/ بهشت و پیام/ بهشت و مخدرات/ بهشت و زیرپای مادر/ بهشت و عدم خوشبینی/ بهشت و نگار/ بهشت و نوش/ بهشت و دماغ/ بهشت و سپندسوز/ بهشت و چهاریار/ بهشت و سهی قدان/ بهشت و فکررنگین/ بهشت و تماشا/ بهشت و سیرچشمی/ بهشت و گوشه نشینی/ بهشت و دامنگیری/ بهشت و انجمن آرایی/ بهشت و پس درماندگان/ بهشت و داغ/ بهشت و تفکر/ بهشت و قناعت/ بهشت و شعر/ بهشت و پا به دامن کشیدن/ بهشت و بغل گشادن/ بهشت و خوبرویی/ بهشت و وسعت مشرب/ بهشت و ماهرویان/ بهشت و آه کشیدن/ بهشت و جگر خوردن/ بهشت و جعفر/ بهشت و نامه خوانی/ بهشت و ابلهان/ بهشت و عجوز نرفتن/ بهشت و گنک/ بهشت و نقش نگار/ بهشت و امامان/ بهشت و مجنون/ بهشت و باغبان/ بهشت و لذت گناه/ بهشت و سرخیل جوانان/ بهشت و خاطر/ بهشت و وقف/ بهشت و زن/ بهشت و نشاط/ بهشت و مریم/ بهشت و مومن/ بهشت و کافور/ بهشت و عود/ بهشت و گلاب/ بهشت و پس از مرگ/ بهشت و مستی/ بهشت و غیرتمندی/ بهشت و پیامبر/ بهشت و طفیل/ بهشت و رستگاری/ بهشت و حسرت خوردن/ بهشت و عدم حسرت/ بهشت و گلگشت/ بهشت و بیشه/ بهشت و نرگس/ بهشت و خرما/ بهشت و زمین/ بهشت و غنچه/ بهشت و بنفشه/ بهشت و خط سبز/ بهشت و بوته خار/ بهشت و سمن زار/ بهشت و کشت/ بهشت و بهار/ بهشت و چمن/ بهشت و انگور/ بهشت و ترنج/ بهشت و دد و دام/ بهشت و غزال/ بهشت و کبش/ بهشت و پرواز/ بهشت و سمندر/ بهشت و طیر/ بهشت و کاس دهاق/ بهشت و نثارها/ بهشت و آینه/ بهشت و گنج ها/ بهشت و پالکانه/ بهشت و نقلدان/ بهشت و ذوالفقار/ بهشت و سرمه بردن/ بهشت و گریبان/ بهشت و دامان/ بهشت و خزاین/ بهشت و حجاب/ بهشت و طوق/ بهشت و تاج/ بهشت و ثروت/ بهشت و شمشیر/ بهشت و خلخال/ بهشت و روح افزایی/ بهشت و حنوط/ بهشت و مهر/ بهشت و حریر/ بهشت و ابد/ بهشت و انس/ بهشت و دیو/ بهشت و دین/ بهشت و ملکوت/ بهشت و جبرییل/ بهشت و عرش/ بهشت و عذاب/ بهشت و عالم بالا/ بهشت و ایمان/ بهشت و حق/ بهشت و بی زمانی/ بهشت و دوزخ واژگونه/ بهشت و جان پرور/ بهشت و غیب/ بهشت و لطف/ بهشت و پاکی/ بهشت و صفا/ بهشت و فیض/ بهشت و بیت معمور/ بهشت و ری/ بهشت و شروان/ بهشت و خراسان/ بهشت و منازل/ بهشت و شاهراه/ بهشت و بخارا/ بهشت و خلوتخانه عیسی/ بهشت و بارگاه/ بهشت و نگارخانه/ بهشت و سدسکندر/ بهشت و خیابان/ بهشت و دیوار/ بهشت و تماشاخانه/ بهشت و نزهتگه/ بهشت و دنیا / بهشت و کوچه باغ / بهشت و میکده / بهشت و زندان/ بهشت و ملک/ بهشت و دارالملک/ بهشت و دکن/ بهشت و هند/ بهشت و منظر/ بهشت و برج/ بهشت و غرفه/ بهشت و صدر آن/ بهشت و طارم/ بهشت و منیر/ بهشت و عیش/ بهشت و سلیم نرفتن/ بهشت و آرزو/ بهشت و آگهی/ بهشت و طمع/ بهشت و نبودن وبا/ بهشت و سور/ بهشت و غوغا/ بهشت و رجا/ بهشت و خیال/ بهشت و رضا/ بهشت و حقایق/ بهشت و پندار/ بهشت و نشاط انگیزی/ بهشت و فراغت/ بهشت و به کافر نمودن/ بهشت و حیات بخشی/ بهشت و نبودن آتش/ بهشت و جود/ بهشت و شگفتی/ بهشت و خلوتی/ بهشت و حلوا/ بهشت و نواله/ بهشت و رزق و روزی/ بهشت و مایده/ بهشت و شبنم/ بهشت و حوض/ بهشت و هفت باغ/ بهشت و وجود/ بهشت و دستگاه(هر تصویر در شعر 1شاعر به کار رفته است)

3-2- تقسیم بندی موضوعی تصاویر بهشت

با توجه به اینکه بهشت یک امر مجرد و غیبی است،از زوایای متعدد مورد توجه شاعران بوده و اوصاف متنوعی از آن حاصل شده است.علاوه بر اوصاف مشهوری که ریشه در قرآن و روایات دارد،تصاویر ملموس و حسی نیز از بهشت ارائه شده است.پس از بررسی دسته بندی موضوعی تصاویر بهشت دریافته می شود که قریب 29درصد تصاویر مربوط به انسان و اوصاف و افعال اوست،حدود 25درصد تصاویر متعلق به امور مجرد و غیبی و مفاهیم و معانی است.پس از این دو بخش مکان با 12درصد،طبیعت و گیاهان با 10درصد و اشیا با 9درصد قرار می گیرند.سایر تصاویر به ترتیب به آبها3/3درصد،حیوانات3درصد،خوردنی ها3درصد،آسمان8/1درصد و عطریات5/1درصد اختصاص می یابد.یعنی شاعران مذکور در این تصویرگری بیشتر با نگرش انسانی و غیبی(بیش از54درصد) به بهشت پرداخته اند و به طرز مواجه انسان با بهشت توجه بیشتری داشته اند.(رجوع شود به نمودار شمارة2)

1- بهشت و انسان،اوصاف،مشاغل و افعال او

بهشت و آدم/بهشت و بی توجهی/بهشت و خلق و خو/بهشت و متقین/بهشت و خیرات حسان/بهشت و مصطفی/بهشت و غلام/بهشت و غلمان/بهشت و شادی سرور/بهشت و کواعب/بهشت و علی/بهشت و حوا/بهشت و اصحاب یمین/بهشت و خازن/بهشت و نغمه داود/بهشت و اسماعیل/بهشت و رشک بردن/بهشت و تصور/بهشت و زاهد/بهشت و ساقی/بهشت و طلب/بهشت و رخ/بهشت و دیوانه/بهشت و یار/بهشت و ناف/بهشت و عطسه وجود/بهشت و اهل آن/بهشت و شاه/بهشت و ادریس/بهشت و نقیب/بهشت و خاتون/بهشت و بکر دوشیزه/بهشت و صحبت یاران/بهشت و تن آسانی/بهشت و پیام/بهشت و عروس/بهشت و مخدرات/بهشت و زیرپای مادر/بهشت و شداد/بهشت و سبزپوشان/بهشت و عدم خوشبینی/بهشت و نگار/بهشت و سیه چشمان/بهشت و عاصیان/بهشت و نوش/بهشت و دماغ/بهشت و سپندسوز/بهشت و چهاریار/بهشت و سهی قدان/بهشت و جوان شدن/بهشت و فکررنگین/بهشت و تماشا/بهشت و سیرچشمی/بهشت و گوشه نشینی/بهشت و دل خرسند/بهشت و خاموشی/بهشت و دامنگیری/بهشت و دربان/بهشت و پس درماندگان/بهشت و انجمن آرایی/بهشت و داغ/بهشت و تفکر/بهشت و قناعت/بهشت و شعر/بهشت و اعراب/بهشت و پابه دامن کشیدن /بهشت و بغل گشادن /بهشت و خوبرویی /بهشت و وسعت مشرب /بهشت و ماهرویان /بهشت و آه کشیدن /بهشت و جگر خوردن /بهشت و جعفر /بهشت و نامه خوانی/بهشت و ابلهان /بهشت و گیسو /بهشت و عجوز نرفتن /بهشت و گنک/بهشت و نقش نگار/بهشت و امامان /بهشت و مجنون/بهشت و باغبان /بهشت و لذت گناه /بهشت و سرخیل جوانان /بهشت و خاطر /بهشت و وقف/بهشت و زن/بهشت و نشاط/بهشت و مریم /بهشت و مومن /بهشت و مستی/بهشت و غیرتمندی/بهشت و پیامبر /بهشت و طفیل/بهشت و رستگاری /بهشت و عدم حسرت /بهشت و حسرت خوردن

2- بهشت و امور مجرد،انتزاعی،روحانی و معانی و مفاهیم

بهشت و عدل/بهشت و روح افزایی/بهشت و رضوان/بهشت و طوبی/بهشت و عدن/بهشت و حور/بهشت و نعیم/بهشت و برین/بهشت و پس از مرگ/بهشت و جاودان/بهشت و روح/بهشت و جان/بهشت و رحمت /بهشت و پاداش/بهشت و دیدار خدا /بهشت و خلد/بهشت و داراسلام/بهشت و ابد/بهشت و نبودن گناه/بهشت و ملک و فرشته/بهشت و عدم عذاب/بهشت و انس/بهشت و دیو/بهشت و ابلیس و شیطان/بهشت و دانش و حکمت/بهشت و دین/بهشت و ملکوت/بهشت و جبرییل/بهشت و عرش/بهشت و عذاب/بهشت و عالم بالا/بهشت و ایمان/بهشت و حق/بهشت و بی زمانی/بهشت و دوزخ وا‍ژنه/بهشت و غفران ومغفرت/بهشت و جان پرور/بهشت و غیب/بهشت و لطف/بهشت و وعده الهی/بهشت و پاکی/بهشت و صفا /بهشت و فیض /بهشت و هشت بهشت /بهشت و وجود/بهشت و زیبایی/بهشت و آسایش/بهشت و آراستگی/بهشت و عیش/بهشت و سلیم نرفتن/بهشت و وصل/بهشت و عافیت/بهشت و معانی/بهشت و آرزو/بهشت و نقد/بهشت و آگهی/بهشت و حسن/بهشت و فروزندگی/بهشت و جمال/بهشت و آبادی/بهشت و طمع/بهشت و نبودن وبا/بهشت و نزهت/بهشت و سور/بهشت و غوغا/بهشت و رجا/بهشت و نسیه بودن/بهشت و دلگشایی/بهشت و جلوه/بهشت و روشنایی/بهشت و خیال/بهشت و رضا/بهشت و وسعت و فراخی/بهشت و حقایق/بهشت و جانفزایی/بهشت و پندار/بهشت و نشاط انگیزی/بهشت و تازگی/بهشت و فراغت/بهشت و به کافر نمودن/بهشت و حیات بخشی/بهشت و نبودن آتش/بهشت و جود/بهشت و شگفتی/بهشت و خلوتی

3- بهشت و اماکن

بهشت و بیت معمور/بهشت و ارم/بهشت و بزم/بهشت و کوی/بهشت و ری/بهشت و شروان/بهشت و مجلس /بهشت و کعبه/بهشت و خراسان/بهشت و روزن و دریچه/بهشت و عشرت سرا/بهشت و منازل/بهشت و صحن/بهشت و قصر و خانه/بهشت و شاهراه/بهشت و بخارا/بهشت و خلوتخانه عیسی/بهشت و بارگاه /بهشت و نگارخانه/بهشت و سدسکندر/بهشت و خیابان/بهشت و دیوار/بهشت و تماشاخانه/بهشت و نزهتگه/بهشت و ایوان/بهشت و دنیا/بهشت و کوچه باغ/بهشت و میکده /بهشت و دستگاه/بهشت و زندان/بهشت و ملک/بهشت و دارالملک/بهشت و دکن/بهشت و ساحت/بهشت و هند/بهشت و منظر/بهشت و صدر آن/بهشت و غرفه/بهشت و راه/بهشت و برج

4- بهشت و طبیعت،رستنی ها و گیاهان

بهشت و باغ وبستان/بهشت و روضه/بهشت و سرو/بهشت و گندم/بهشت و گیاه/بهشت و خرمی وسرسبزی /بهشت و رنگ /بهشت و درخت/بهشت و گل/بهشت و سیب/بهشت و خرمن/بهشت و میوه و ثمره/بهشت و ریحان/بهشت و گلگشت/بهشت و بیشه/بهشت و نرگس/بهشت و مرغزار وسبزه زار/بهشت و لاله ستان/بهشت و صحر/بهشت و ا سنبل/بهشت و خرما/بهشت و زمین/بهشت و غنچه/بهشت و بنفشه/بهشت و خط سبز/بهشت و بوته/بهشت و خار/بهشت و نهال/بهشت و سمن زار/بهشت و کشت/بهشت و بهار /بهشت و چمن/بهشت و انگور/بهشت و دانه/بهشت و ترنج/بهشت و هفت باغ

5- بهشت و اشیا

بهشت و بت/بهشت و در/بهشت و کلید/بهشت و حله/بهشت و کاس دهاق/بهشت و نثارها/بهشت و گنج ها /بهشت و آینه/بهشت و قفس/بهشت و چراغ/بهشت و شمع/بهشت و پالکانه/بهشت و نقلدان/بهشت و پیرایه وزیور/بهشت و ذوالفقار/بهشت و سرمه بردن /بهشت و گریبان/بهشت و دامان/بهشت و فرش/بهشت و خزاین /بهشت و حجاب/بهشت و تحفه/بهشت و طوق/بهشت و تاج/بهشت و تخت/بهشت و خوان/بهشت و ثروت /بهشت و شمشیر/بهشت و استبرق/بهشت و خلخال/بهشت و حریر/بهشت و حنوط/بهشت و مهر

6- بهشت و آب ها

بهشت و کوثر/بهشت و جوی/بهشت و سلسبیل/بهشت و آب/بهشت و تسنیم/بهشت و چشمه/بهشت و چهارجوی/بهشت و مائمعین/بهشت و شبنم/بهشت و انهار/بهشت و حوض

7- بهشت و حیوانات

بهشت و دد و دام/بهشت و مرغ/بهشت و غزال/بهشت و مار/بهشت و کبش/بهشت و طاووس/بهشت و پرواز/بهشت و براق/بهشت و سمندر/بهشت و طیر

8- بهشت و خوراکی ها

بهشت و عسل و انگبین/بهشت و شراب و رحیق/بهشت و طعام/بهشت و حلوا/بهشت و شیر/بهشت و نواله/بهشت و رزق و روزی/بهشت و مایده/بهشت و شهد /بهشت و خوردنی

9- بهشت و آسمان و اوصافش

بهشت و نسیم/بهشت و آتش/بهشت و باد و هوا/بهشت و نور/بهشت و طارم/بهشت و منیر

10- بهشت و عطریات

بهشت و بو وشمیم /بهشت و کافور /بهشت و عود /بهشت و عنبرین/بهشت و گلاب

4-2- تصاویر ابتکاری هر شاعر از بهشت

 منظور تصاویری است که در شعر هر شاعر برای اولین بار آمده و درشعر شاعران پیش از او سابقه ندارد.هر کدام از شاعران مورد بحث،به جنبه های متفاوتی از بهشت پرداخته اند.رودکی،کسایی و فردوسی به تصاویر ملموس از بهشت مانند سرسبزی،سیب،نعیم،آراستگی،گل،نرگس،بت و چراغ اشاره نموده اند.فردوسی از واژه های عربی در این باره استفاده نکرده ولی فرخی و منوچهری با اشاره به روضه،عدل،طوبی،ماءمعین،رضوان و غرفه از واژگان قرآنی و عربی بهره گرفته اند.امیرمعزی در میان این شاعران اولین کسی است که به ارتباط حضرت علی،حوا و تسنیم با بهشت اشاره نموده است.سنایی به ادریس،ذوالفقار و جبرئیل و ارتباطشان با بهشت پرداخته است.خاقانی ری،شروان،کعبه و خراسان را با بهشت مرتبط می بیند.صائب نیز با 44تصویر هم به اوصافی مانند تفکر،وسعت مشرب،عالم بالا،خیال و قناعت و وجود پرداخته و هم به اوصاف ظاهری مانند غنچه،ریحان،خار،سمن زار و سمندر اشاره نموده است.

به تصاویر ابتکاری هر شاعر از بهشت اشاره می شود:

1- رودکی:خرمی و سرسبزی/سیب/نعیم/آراستگی(4مورد)2-کسایی:گل/حور/زیبایی/کوثر(4مورد)3-فردوسی:شادی/رخ/بستان/سرو/بیشه/نرگس/سبزه زار/بت/چراغ/پاداش/آتش/فروزندگی/انگبین/شراب/برین/شیر/جوی/چشمه(18مورد)4- فرخی:دربان/نامه خوانی/بو و شمیم/روضه/عدل/طوبی/عدن/دیدار خدا/خلد/ابلیس و شیطان/کاخ و قصر/آبادی/ماءمعین/هشت بهشت(14مورد)5- منوچهری:پیامبر/رنگ/رضوان/دانش و حکمت/وعده الهی/ارم/غرفه/جود(8مورد)6- اسعد:خلق و خو/جاودان/ایوان/نور(4مورد)7- قطران:بی توجهی/یار/سیه چشم/عاصیان/گنگ/نقش نگار/در(7مورد)8- ناصرخسرو:سبزپوشان/میوه و ثمر/کلید/حله/راه/معانی/خوردنی(7مورد)9- ابوالفرج رونی:آدم/روح افزایی/نسیم(3مورد)10- باباطاهر: (0مورد)11- مسعودسعد:پیرایه و زیور/مغفرت و غفران/بزم/مجلس/هند/سلسبیل(6مورد)12- مختاری: (0مورد)13- معزی :کواعب/علی/حوا/اصحاب یمین/خازن/نغمةداوود/مرغ/کاس دهاق/نثارها/گنج ها/جان/رحمت/دارالسلام/عیش/طعام/آب/تسنیم/(17مورد)14- خیام:جمال(1مورد)15- عمعق: (0مورد)16- سنایی:ساقی/ادریس/عروس/شداد/عدم خوشبینی/نگار/عود/شمع/ذوالفقار/روح/دین/ملکوت/جبرئیل/صحن/نقد/طمع/نبودن وبا/نزهت/رزق و روزی/شهد(20مورد)17- سوزنی:غلمان/براق/خوان/شاهراه/بخارا/باد و هوا(6مورد)18- حسن غزنوی:نوش/گندم/خلوتخانةعیسی/بارگاه/حسن/سور/روشنایی(7مورد)19- قوامی:امامان/طیر/مُلک/دارالملک(4مورد)20- مهستی:غلام(1مورد)21- انوری:اسماعیل/رشک بردن/کبش(3مورد)22- مجیر:باغبان/ساحت(2مورد)23- فلکی: (0مورد)24- خاقانی:عدم عذاب/انس/دیو/ری/شروان/کعبه/خراسان/چهارجوی/ناف/عطسةوجود/اهل آن/شاه/نقیب/خاتون/بکر/خرمن/لاله ستان/صحرا/مار/طاووس/پالکانه/نقلدان/(22مورد)25- نظامی:گیاه/ترنج/فرش/تخت/پاکی/وسعت و فراخی/تازگی/حوض(8مورد)26- عطار:خاموشی/ماهرویان/آه کشیدن/جگرخوردن/جعفر/چمن/انگور/حجاب/تحفه/طوق/تاج/ایمان/حق/زندان/منیر/دلگشایی/پندار(17مورد)27مولوی:ابلهان/نشاط/مریم/مومن/مستی/غیرتمندی/غیب/درخت/استبرق/خلخال/حریر/حنوط/لطف/دیوار/صدر آن/انهار(16مورد)28- عراقی:روزن و دریچه/وصل(2مورد)29- سعدی:متقین/صحبت یاران/تن آسانی/پیام/عشرت سرا/منازل(6مورد)30- سیف:گلاب/عرش/نگارخانه/سدسکندر/رجا(5مورد)31- امیرخسرو(0مورد)32- اوحدی:غزال/سلیم نرفتن/حلوا(3مورد)33- خواجو:نبودن گناه/کوی(2مورد)34- عبید:خزاین/جانفزایی(2مورد)35- سلمان:زاهد/مخدرات/زیر پای مادران/فرشته و ملک/بیت معمور/نواله(6مورد)36- حافظ:ابد(1مورد)37- کمال:سهی قدان/جوان شدن/عذاب/طارم/نسیه بودن(5مورد)38- جامی:عدل/فیض/برج/شگفتی(4مورد)39- هلالی:دانه(1مورد)40- وحشی:عدم حسرت/حسرت خوردن(2مورد)41- محتشم:لذت گناه/فراغت/به کافر نمودن/حیات بخشی/نبودن آتش(5مورد)42- نظیری:اعراف/طفیل/صفا(3مورد)43- کلیم:مجنون/دکن(2مورد)44- صائب:فکر رنگین/تماشا/سیرچشمی/گوشه نشینی/دل خرسند/دامنگیری/پس در ماندگان/انجمن آرایی/داغ/تفکر/قناعت/شعر/پا به دامن کشیدن/بغل گشادن/خوبرویی/وسعت مشرب/ریحان/غنچه/بنفشه/خط سبز/بوتةخار/نهال/سمن زار/سمندر/سرمه بردن/گریبان/دامان/عالم بالا/خیابان/تماشاخانه/نزهتگه/دنیا/کوچه باغ/میکده/جلوه/خیال/رضا/مایده/شبنم/دستگاه/وجود/قفس/عافیت/سنبل/ (44) 45- سیدا:دماغ/سپندسوز/چهاریار/عنبرین/خرما/زمین/غوغا(7مورد)46- بیدل:تصور/طلب/پرواز/آینه/آسایش/آرزو/آگهی(7مورد)47- طبیب(0مورد)48- حزین:دیوانه/کافور/گلگشت(3مورد)49- هاتف:خلوتی(1مورد)50- نشاط(0مورد)51- قاآنی:گیسو/عجوز نرفتن/دوزخ وا‍‍ژگونه/هفت باغ(4مورد)52- فروغی:بی زمانی(1مورد)53- غالب(0مورد)54- عارف(0مورد)55- صفا:کشت/بهار/حقایق(3مورد)56- فرخی یزدی:نشاط انگیزی(1مورد)57- ادیب:خیرات حسان/مصطفی/دد و دام/پس از مرگ(4مورد)58- اقبال(0مورد)59- بهار:سر خیل جوانان/خاطر/وقف/زن/جان پرور/ثروت/شمشیر/منظر(8مورد)60- پروین (0مورد)

به چند بیت با تصاویر ابتکاری از بهشت اشاره می شود:(6)

لبت سیب بهشت و من محتاج
کوی و جوی از تو کوثر و فردوس
یکی چون بهشت عدن یکی چون هوای دوست
بهار نصرت و مجدی و اخلاقت ریاحینها
علی بن بوطالب اندر بهشت
ذوالفقاری که از بهشت خدای
قصیده های قوامی قیامت سخن است
از عارض و روی و زلف داری
بر سر آن بتان حور سرشت
نیست فرمان آتش آوردن به نزدیک بهشت
یا نه گویی باژگون گشته ست دوزخ در بهشت

 

یافتن را همی نیابم ویل(رودکی،525)
دل و جامه ز تو سیاه و سپید(کسایی،74)
یکی چون گلاب بلخ یکی چون بت بهار(فرخی،145)
بهشت حکمت و جودی و انگشتانت کوثرها(منوچهری،4)
علی بن شمس الملوک ایدرست(امیرمعزی،106)
بفرستاده بود شرک زدای(سنایی،247)
که طیر بهشت است جعفر طیار(قوامی،123)
طاووس و بهشت و مار با هم(خاقانی،276)
فرش و تختی چو فرش و تخت بهشت(نظامی،703)
او ز سر تا پا بهشت است آتش از وی دور باد(محتشم،298)
تا عیان گردد به مردم قدرت پروردگار(قاآنی،387)

با دقت در نمودار شماره (1)در می یابیم که در این موضوع به جز صائب که در تصویرگری های ابتکاری استثناست،بیشترین تصاویر ابتکاری مربوط به خاقانی،سنایی،فردوسی،امیرمعزی،عطار و مولوی است که از میان آنها سنایی،عطار و مولوی به دلیل نگرش عارفانه بیشترین تصاویر ابتکاری را پدید آورده اند و به عنوان یکی از آموزه ها و اهداف شعری به آن نگریسته اند.خاقانی نیز به دلیل تصویرگری،آرایه پردازی و توجه به زهد و حکمت و عرفان به بهشت توجه ویژه ای دارد.فردوسی و امیرمعزی نیز توجه خاصی به این موضوع داشته اند.اما از شاعران تصویرگی چون منوچهری،قاآنی و کسانی چون حافظ و سعدی ابتکار چندانی در این امر دیده نمی شود،ناصرخسرو و قوامی با وجود گرایش های دینی و عقیدتی کمتر به این تصویر توجه نموده اند.شاعرانی مانند باباطاهر،خیام،عمعق،مهستی،فلکی،امیرخسرو،طبیب و نشاط و...هیچ ابتکاری در این امر ندارند.

3- نتیجه گیری

هدف این مقاله پژوهش پیرامون تصاویر متعدد و متنوع بهشت و مترادفاتش بود،با این هدف که به سیر یک تصویر در ادوار مختلف شعر فارسی و در طول محور عمودی تاریخ ادبیات فارسی نگریسته شود.زیرا بیشتر مطالعات ادبی ما،مقطعی و به شکل بررسی محور افقی تاریخ ادبیات فارسی(یعنی شاعر خاص در یک دوره خاص)است.در این پژوهش تقریبا تمام تصاویر بهشت در شعر 60شاعر- از رودکی تا پروین- بررسی و دسته بندی شد.از اهداف این تحقیق نشان دادن شاعران مبتکر و مقلد و نوع و میزان تصاویر ارایه شدةآنان از بهشت بود.این پژوهش می تواند معرف مدخلی از«فرهنگ تصاویر شعر فارسی» باشد که از مزایای بسیاری برخوردار است.روش کار به شکل کتابخانه ای و تحلیلی با بهره گیری از جدول ها و نمودارهای آماری است که با بررسی بسامدی واژة بهشت و تصاویرآن،آغاز می گردد و جایگاه تصاویر بهشت هر شاعر در کل تصاویر و نسبت هر تصویر بهشت بر کل تصاویر آن نشان داده می شود و همچنین بررسی تصاویر از کلیشه ای ترین تا ابتکاری ترین آن،نشان دادن تصاویر ابتکاری هر شاعر و تقسیم بندی موضوعی تصاویر بهشت،از مراحل دیگر پژوهش است.از نتایج اصلی پژوهش می توان به موارد زیر اشاره کرد:60 شاعر مورد بحث،5071بار واژة بهشت و مترادفاتش را در شعر خود به کار برده اند و 1457تصویر از آنها ارایه نموده اند.بعد از تجزیه و تحلیل این تصاویر و کنار نهادن تصاویر مکرر،332تصویر متنوع و نامکرر از بهشت به دست آمد.بهشت و حور(در شعر 47 شاعر)بهشت و باغ و بستان(در شعر 47 شاعر)بهشت و کوثر(در شعر 41 شاعر)بهشت و رضوان(در شعر 40شاعر)و بهشت و برین بودن(در شعر35شاعر) به ترتیب بیشترین بسامد را در شعر این شاعران دارند و از تکراری ترین تصاویر بهشت هستند.192 مورد از مجموع 332تصویر،هر کدام فقط در شعر یک شاعر ذکر شده اند و از ابتکاری ترین تصاویر بهشت محسوب می شوند.صائب با 2/13% و خاقانی با 7/6% بیشترین تصاویر ابتکاری را از بهشت پدید آورده اند،در حالیکه شاعرانی مانند باباطاهر،امیرخسرو،عمعق،فلکی،طبیب،نشاط،عارف و پروین،در این زمینه تصویر ابتکاری ندارند.10 دسته بندی از بهشت به دست داده شده که بهشت و اوصاف انسانی با 29%و بهشت و امور مجرد و غیبی با 25% ،بیشترین تصویر را در ذهن شاعران ایجاد نموده است.بسامد واژة بهشت و مترادفاتش در صائب با 715،عطار با586،مولوی 276و امیرمعزی با 248بار بیشتر از شاعران دیگر است،همچنین رودکی،کسایی،باباطاهر،مهستی،مختاری،عارف و پروین کمترین بسامد واژه بهشت را در شعر خود دارند.

یادداشت ها

1- دلیل انتخاب این موضوع آن است که بهشت با توجه به اوصاف متنوعش در طول ادبیات فارسی مورد توجه اغلب شاعران بوده،اوصاف معنوی،غیبی و دنیوی بهشت،بار تصویری زیادی فراهم کرده است و در تمام دوره ها و قوالب شعری حضور دارد.همچنین این مقاله، معرفی نمونه و مدخلی از«فرهنگ تصاویر شعر فارسی»است،که مولف مشغول تدوین بخشی از آن است.

2- این انتخاب،از تمام دوره های شعر فارسی و از بین گویندگان تمام انواع ادبی انجام شده است و علاوه بر ترتیب تاریخی(رودکی تا پروین)،از شاعران مشهور و نیمه مشهور با حجم شعری مختلف و پراکندگی جغرافیایی موجهی گزینش شده و این شاعران می توانند نمونه ای از کل شاعران فارسی گوی باشند.

3- علاوه بر بهشت،مترادفاتش مانند جنت،فردوس،رضوان و...نیز در این پژوهش مورد نظر بوده اند.

4- مانند صورخیال در شعر فارسی از دکتر شفیعی و پایان نامه های متعدد با عنوان صورخیال.

5- به دلیل حجم زیاد تصاویر امکان ذکر ابیات و شمارة صفحات دواوین میسر نشد.

6- به دلیل محدودیت صفحات مقاله فقط به ذکر چند نمونه اکتفا شده است.

(جدول شماره 1)جدول بسامدی واژه بهشت و مترادفات آن وتعداد تصاویر آن در شعر شاعران به ترتیب دورةتاریخی

 

شاعر

واژه

تصویر

 

شاعر

واژه

تصویر

 

شاعر

واژه

تصویر

1

رودکی

6

4

21

انوری

58

19

41

محتشم

61

29

2

کسایی

6

5

22

مجیر

29

17

42

نظیری

69

30

3

فردوسی

7

21

23

فلکی

22

10

43

کلیم

32

16

4

فرخی

52

22

24

خاقانی

164

57

44

صائب

715

102

5

منوچهری

26

17

25

نظامی

99

39

45

سیدا

65

31

6

فخرالدین اسعد

40

15

26

عطار

586

67

46

بیدل

83

28

7

قطران

84

23

27

مولوی

276

51

47

طبیب

4

3

8

ناصرخسرو

71

22

28

عراقی

51

20

48

حزین

59

30

9

ابوالفرج رونی

20

12

29

سعدی

119

30

49

هاتف

37

17

10

باباطاهر

1

1

30

سیف

105

32

50

نشاط

29

14

11

مسعودسعد

63

22

31

امیرخسرو

53

17

51

قاآنی

230

52

12

مختاری

4

4

32

اوحدی

95

27

52

فروغی

37

22

13

معزی

248

43

33

خواجو

96

24

53

غالب

29

18

14

خیام

12

8

34

عبید

19

15

54

عارف

3

5

15

عمعق

10

9

35

سلمان

117

39

55

صفا

34

19

16

سنایی

201

58

36

حافظ

43

22

56

فرخی یزدی

8

8

17

سوزنی

64

20

37

کمال

85

27

57

ادیب الممالک

75

27

18

حسن غزنوی

36

22

38

جامی

144

44

58

اقبال

51

15

19

قوامی

50

26

39

هلالی

16

9

59

بهار

117

41

20

مهستی

2

2

40

وحشی

49

23

60

پروین

5

5

 

 

 

 

 

 

نمودار(1) تعداد تصاویر ابتکاری هر شاعر ازبهشت

نمودار(2)دسته بندی موضوعی تصاویر بهشت

 

 

 

اهم منابع و مآخذ

1- اسکلتن،رابین.(1375).حکایت شعر،مترجم مهرانگیز اوحدی.چاپ اول.تهران،میترا.

2- اعتصامی،پروین.(1384).دیوان اشعار،به اهتمام حسن برازان .چاپ اول.تهران،سنبله.

3- اقبال،محمد.(1381).کلیات اشعار فارسی،به اهتمام احمد سروش.چاپ هفتم.تهران،سنایی.

4- انوری،علی.(1376).دیوان اشعار،به اهتمام محمد تقی مدرس رضوی.چاپ پنجم.تهران،علمی وفرهنگی.

5- براهنی،رضا.(1380).طلا در مس.چاپ اول.تهران،زریاب.

6- بهار،محمد تقی.(1358).دیوان اشعار،چاپ چهارم.تهران،امیرکبیر.

7- بیدل،عبدالقادر.(1384).دیوان اشعار،به اهتمام خلیل الله خلیلی.چاپ اول.تهران،سیمای دانش.

8- بیلقانی،مجیر.(1358).دیوان اشعار،به اهتمام محمد آبادی.چاپ اول.تبریز،موسسه تاریخ و فرهنگ ایران.

9- پورنامداریان،تقی.(1381).سفر در مه.چاپ اول.تهران،نگاه.

10- جامی،عبدالرحمن.(1366).هفت اورنگ،به اهتمام مرتصی مدرس.چاپ دوم.تهران،سعدی.

11- حافظ.(1369).دیوان اشعار، به اهتمام خطیب رهبر.چاپ ششم.تهران،صفی علیشاه.

12- خاقانی،بدیل.(1374).دیوان اشعار،به اهتمام ضیاءالدین سجادی.چاپ پنجم.تهران،زوار.

13- خواجو،محمود.(1374).دیوان،به اهتمام احمد سهیلی.چاپ سوم.تهران،پاژنگ و مرکز کرمان شناسی.

14- خیام،عمر.(1373).رباعیات،به اهتمام محمد علی فروغی و قاسم غنی.چاپ دوم.تهران ،اساطیر.

15- رودکی،ابوعبدالله.(1382).دیوان اشعار،به اهتمام سید نفیسی.چاپ چهارم.تهران،امیرکبیر.

16- رونی،ابوالفرج.(1347).دیوان اشعار،به اهتمام محمود مهدوی دامغانی.چاپ اول.مشهد،باستان.

17- ساوجی،سلمان.(1367).دیوان اشعار،به اهتمام منصور شفق.چاپ دوم.تهران،صفی علیشاه.

18- سعدی،عبدالله.(1365).کلیات، به اهتمام محمد علی فروغی.چاپ پنجم.تهران،امیرکبیر.

19- سنایی،مجدود.(1362).دیوان اشعار،به کوشش مدرس رضوی.چاپ سوم.تهران،سنایی.

20- ------ .(1369).حدیقه الحقیقه،به کوشش مدرس رضوی.چاپ چهارم.تهران،دانشگاه تهران.

21- سوزنی،محمد.(1338).دیوان اشعار،به اهتمام ناصرالدین شاه حسینی.چاپ اول.تهران،امیرکبیر.

22- سیدا،میرعابد.(1382).دیوان اشعار،به اهتمام حسن رهبری.چاپ اول.تهران،انتشارات بین المللی الهدی.

23- سیف فرغانی،محمد.(1364).دیوان اشعار،به اهتمام ذبیح الله صفا.چاپ دوم.تهران،فردوسی.

24- شفیعی کدکنی،محمد رضا.(1372).صورخیال در شعر فارسی. چاپ پنجم.تهران،آگاه.

25- -------.(1369). تکامل یک تصویر،دانشکده ادبیات مشهد،سال23،شماره 3و4.

26- صائب،محمدعلی.(1367تا1371).دیوان،به اهتمام محمد قهرمان.چاپ اول.تهران، علمی و فرهنگی.

27- عارف قزوینی،ابوالقاسم.(1381).دیوان،به اهتمام مهدی نور محمدی.چاپ اول. تهران،سنایی.

28- عبید،عبیدالله.(1379).کلیات،به اهتمام پرویزاتابکی.چاپ اول.تهران،زوار.

29- عراقی،ابراهیم.(1368).دیوان،به اهتمام سعید نفیسی.چاپ پنجم.تهران،سازمان انتشارات جاویدان.

30- عطار،فریدالدین محمد.(1371).دیوان اشعار،به اهتمام تقی تفضلی.چاپ ششم.تهران،علمی و فرهنگی.

31- عمعق،شهاب الدین.(13399دیوان اشعار،به اهتمام سعید نفیسی.چاپ اول.تهران،فروغی.

32- غزنوی،سید حسن.(1362).دیوان اشعار،به اهتمام محمد تقی مدرس رضوی.چاپ دوم. تهران،اساطیر.

33- فرخی سیستانی،علی.(1380).دیوان اشعار،به اهتمام محمد دبیر سیاقی.چاپ ششم.تهران،زوار.

34- فرخی یزدی،محمد.(1382).دیوان،به اهتمام حسین مکی.چاپ سیزدهم.تهران،امیرکبیر.

35- فردوسی،ابوالقاسم.(1965م).شاهنامه.چاپ مسکو.

36- قاآنی،حبیب الله.(1380).دیوان اشعار،به اهتمام امیرحسین صانعی.چاپ اول.تهران،نگاه.

37- قبادیانی،ناصرخسرو.(1384).دیوان اشعار،تصحیح مینوی و محقق.چاپ ششم.تهران،دانشگاه تهران.

38- قطران،ابومنصور.(1333).دیوان اشعار،به اهتمام محمد نخجوانی.چاپ اول.تبریر،کتاب فروشی تهران.

39- قوامی رازی،بدرالدین.(1334).دیوان،به اهتمام میرجلال الدین حسینی.چاپ اول.تهران،چاپخانه سپهر.

40- کسایی،ابوالحسن.(1370).کسایی مروزی و....،به اهتمام محمد امین ریاحی.چاپ سوم.تهران،توس.

41- لاهوری،مسعود بن سعد.(1374).دیوان اشعار،به اهتمام پرویز بابایی.چاپ اول.تهران،نگاه.

42- محتشم،کمال الدین علی.(1376).دیوان،به اهتمام محمد علی گرگانی.چاپ پنجم.تهران،سنایی.

43- مختاری،عثمان.(1336).دیوان اشعار،به اهتمام رکن الدین همایون فرخ.چاپ اول.تهران،علمی.

44- مراغه ای،اوحدالدین.(1375).دیوان اشعار، به اهتمام سعید نفیسی.چاپ دوم.تهران،امیرکبیر.

45- معزی،ابوعبدالله محمد.(1318).دیوان،به اهتمام عباس اقبال.چاپ اول.تهران،کتاب فروشی اسلامیه.

46- منوچهری،احمد.(1375).دیوان اشعار، به اهتمام محمد دبیر سیاقی.چاپ دوم.تهران،زوار.

47- مولوی،محمد.(1355).کلیات شمس،به اهتمام بدیع الزمان فروزانفر.چاپ دوم.تهران،امیرکبیر.

48- --------.(1378).مثنوی معنوی،به اهتمام عبدالکریم سروش.چاپ پنجم.تهران،علمی و فرهنگی.

49- نشاط،عبدالوهاب.(1379).دیوان اشعار،به اهتمام حسین نخعی.چاپ سوم .تهران،گل آرا.

50- نظامی،الیاس.(1384).کلیات اشعار،تصحیح وحید دستگردی.چاپ پنجم.تهران،نگاه.

51- وحشی بافقی،محمد.(1339).دیوان اشعار،به اهتمام حسین نخعی.چاپ اول.تهران،امیرکبیر.

52- هاتف،احمد.(1345).دیوان اشعار،به اهتمام وحید دستگردی.چاپ پنجم.تهران،فروغی.

53- هلالی،نورالدین.(1375).دیوان اشعار،به اهتمام سعید نفیسی.چاپ سوم.تهران،سنایی.


 
 
معرفی برخی از کتابهای من
نویسنده : علیرضا - ساعت ٩:۳٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱٢/٤
 

١- درسنامه دستور

در این اثر به معرفی اجمالی دستور زبان فارسی از اعصار پیشین تا قرن حاضر پرداخته می شود،دربارةدستور زبان اوستا،فارسی باستان،پهلوی و فارسی دری به مهمترین مطالب اشاره شده است،پس از آن به بیان برخی از ویژگی های دستوری تفسیر روض الجنان پرداخته شده که یکی از بهترین متون تفسیری در فارسی دری است.بخش عمده ای از اثر حاضر به نقد و تحلیل دستور زبان فارسی در قرن حاضر متمرکز شده است و تعاریف و دسته بندی های دستور زبان سنتی فارسی مورد نقد و ارزیابی واقع شده است.در پایان مباحث با گنجاندن تمرین هایی سعی شده است مباحث نظری در عمل و کاربرد مورد تاکید قرار گیرد.

دستور زبان های باستانی به توصیف آن زبان ها اختصاص دارد و نقد چندانی بر آنها وارد نیست ولی دستور سنتی که از یک قرن پیش در ایران مورد توجه نویسندگان ایران بوده از محاسن و معایب زیادی برخوردار است و با توجه به اینکه این علم در غرب به متدها و روش های معتبر مجهز شده است و در دستور زبان فارسی هنوز این شیوه ها نهادینه نشده است؛ضروری می نماید معایب و تنگناهای آن بیان شده و مورد ارزیابی قرار گیرد.

در این بحث اگر از دستوری یاد شده و مورد ارزیابی واقع شده غرض از بین بردن و کم رنگ کردن تلاش نویسندگان آنها نیست چرا که در آن ایامی که این آثار نوشته شده هر کدام در نوع خود کامل ترین و بی نقص ترین کتاب بوده اند ولی غرض بیان ایراد کلی دستور زبان و نارسایی های این علم در ایران است و نقد اشخاص و کتاب ها منظور نبوده است.

برخی از مطالب درخور توجهی که باید بیشتر به آن پرداخته شود و نویسنده این سطور در نقد دستور سنتی به آنها اشاره نموده،عبارتند از:

1- توجه به کاربرد مقوله های دستوری در بافت متن

2- تشکیک در مباحث دستوری

3- بیشتر کتاب ها ناظر بر تعریف و دسته بندی است و از مباحث تئوری و نظری در آنها خبری نیست و اصولا کتاب های دستور از مقدمةمفصل و نظریه پردازی عاری است.

4- تجویزی شدن دستور و نداشتن جامعیت و توانایی در توصیف صحیح زبان

5- محدود شدن دستور و دستور نویس در حصار جدایی صورت و معنا

6- آمیختن مباحث تاریخی،معاصر و نظم و نثر در یکدیگر

7- تقلید در تنظیم دستورها

8- آمیختن آواشناسی،دستور و معناشناسی با هم

9- اصطلاح سازی و تفاوت در کاربرد اصطلاحات

10- استثنا پذیر بودن قواعد و عدم قاطعیت در آنها

11- متاثر شدن از عربی،فرانسه،انگلیسی و علم منطق و...

12- عدم ثبات در تدوین دستور

13- توجه به جزئیات و پرهیز از مباحث کلی و جامع

این تنها چند مورد از معایب و نارسایی های دستور زبان فارسی است،البته مباحث دستوری هنوز در دنیا نیز به یک ثبات و استحکام کامل دست نیافته است ولی تلاش های مهمی توسط چامسکی و شاگردان مکتب او انجام شده است.

در ایران نیز نباید منکر کارهای عالمانه و روشمند به شیوه زبان شناسان بود اما باید اذعان نمود که زبان شناسی و ادبیات باید هر دو دست به دست هم بدهند و این مشکل را بر طرف نمایند.

ضروری است بیان شود که غرض نویسنده از این اثر،تالیف کتاب جامعی درباره دستور نبوده و چنین ادعایی ندارد و به همین دلیل مباحث دستوری زبان های قدیم و دری با نهایت اختصار،آن هم با بیان نکات خاص دستوری این زبان ها انجام شده است و اثر حاضر هیچ گاه مدعی توصیف دستوری این زبان ها نیست،این مباحث تنها مقدمه ای است برای ورود به دستور سنتی قرن حاضر.

اثری دیگری که نویسنده مشغول تدوین آن است به بررسی و توضیح نظریه های دستوری معاصر خواهد پرداخت و با مثال های فارسی در صدد شناساندن آن به دانشجویان برخواهد آمد.

  2- مقایسه مخزن الاسرار و مطلع الانوار

آنچه در این نوشته مورد توجه است مقایسه ایست بین « مخزن الاسرار » نظامی و« مطلع الانوار » امیر خسرو دهلوی . نظامی به عنوان یکــــی از مقتدرترین شاعران مثنوی سرا بر بسیاری از شاعران زبان فارسی تأثیر گذاشته است تقریباً تمام مثنوی های او مورد تتبّع و تقلید دیگران قرار گرفته است هر چند به نظر می رسد مثنوی های بزمی وعاشقانه و داستانی او از بهتریــــن نمونه های این نوع است نباید از مخزن الاسرار او غافل شد مخصوصــاً در زمانی که از آثاری چون « منطق الطیر عطار » و « مثنوی مولانا » و « بوستان سعدی » خبری نیست و تنها شاید حدیقه سنایی را بتوان پیشگام در این نوع دانست. روی آوردن نظامی به سرودن مخزن الاسرار تداوم بخش راهی شد که بعدها عطار و مولانا و دیگران آن راه راادامه دادند بنابراین همانطور که اوج داستان سرایی و نوشتن منظومه های بزمی دراختیارنظامی است ازهنر دیگر اوکه نوشتن منظومه های اخلاقی ـ عرفانی است نباید گذشت  هر چند در نوشتن منظومة حماسی تاریخی نیز صاحب تجربه است .

بنابراین اگر به تحقیق دربارة « مخزن الاسرار » پرداخته شد باتوجه به همین مهم بوده است.

در بین تمام مقلدان نظامی امیرخسرودهلوی اهمیت بسیاری دارد به خصوص که گسترش دهنده این سبک در هند بوده است و هنوز هم او را از کـــــم نظیرترین شاعران پارسی گوی آن دیار می دانند .

نگارندة این سطور سعی کرده است در این مقایسه تقریباً  تمام جنبه های دو اثر را با هم بسنجد اگر در عنوان بخش ها نگریسته شود این مدّعا بهتر اثبات می شود . در چهار بخش اصلی وجوه اشتراک و افتراق بررسی شده است که عبارتند از : « کلیات ابواب »‌ ، « مضامین مشترک »‌ ، « صور خیال مشترک »‌ ، « ترکیبات ولغات مشترک » .

یعنی از لغات و الفاظ تا افکار و مفاهیم مشترک مورد نظر بوده اســـــت و همچنین تصاویر و خیال که از اجزای لاینفک شعر است به دقت مقایسه شده است .درانتهاابیات مخزن الاسراربه شکل کامل آمده است.

در بخش اول چنانکه پیداست امیرخسرو حتی در نام ابواب و عنوان بخشها از نظامی تقلید کرده است جز آنکه فقط از جهت حجم ابیات، بیشــــــــتر ازسروده های نظامی در مخزن الاسرار است .

در بخش دوم بنابر ترتیب یکسان دو اثر به بررسی و مقایسه مشترکات پرداخته شده است در بخش سوم نیز به فنونی چون تشبیه ، استعاره ، تشخیـــــص ، مجاز ، کنایه ، تناقص ، تلمیح و توجه شده است .

در بخش بعدی به الفاظ و ترکیبات مشترک توجه شده است که مؤید تقلید امیرخسرو حتی در حیطه الفاظ و زبان است .

لازم به ذکر است که ابتدا ابیات امیرخسرو در هر بخش آورده شده است و سپس ابیات نظامی، این تقدیم و تأخر صرفاً به خاطر آن است که تقلـــــید امیرخسرو بهتر نشان داده شود یعنی با آوردن ابیات نظامی نگارنده نشـــان داده است که این مفاهیم قبلاً توسط نظامی نوشته شده است و ابیات نظامی گواه این سخن است .

در استفاده از « مخزن الاسرار »‌ و « مطلع الانوار » این نکته گفتنی اســت که چاپ های مختلف مخزن الاسرار در بین اهل ادب مشهوراست و نیاز به تذکار نیست و در فهرست مآخذ به آنها اشاره شده ا ست ولی نسخة استفاده شده از « مطلع الانوار » با تصحیح و مقدمة طاهر احمد اوغلی محرم اوف است که در سال ١۹۷۵  در مسکو تهیه شده است و تحت نظر باباجان غفورف ، ظ . انصاری ، شجاع الدین شفا ، غضنفر علییف بوده است و آکادمی علـــــوم جمهوری شوروی سوسیالیسی آذربایجان انستیتوی ملل خاورمیانه ونزدیــک ازآن حمایت کرده است. این متن علمی وانتقادی مطلع الانواراز براساس یک نسخة چاپی و هشت نسخه خطی ترتیب یافته است .

راقم این سطور علاوه بر نسخة فوق الذکر « مطلع الانوار » چاپ دانشـــگاه علیگره را نیز مورد استفاده قرار داده است که مولوی محمد مقتدی خــــان صاحب شروانی آن را ترتیب داده است .

یکی از عواملی که نگارنده را بر نوشتن و جمع آوری این موضوع تحریــض کرد علاقه واشتیاقی بود که به مباحث تطبیقی ومقایسه ای داشت. مخصوصاً در مورد مطلع الانوار که کمتر مورد عنایت و توجه اهل ادب بوده است و با تمام تقلیدهایی که در آن دیده می شود اثر ارزشمندی است و دریغ آور است که کتابی با این ارج و مقام مورد بی مهری قرار می گیرد همچنین نگارنده بر آن است که اگر بضاعت علمی او یاری کند مطلع الانوار را با شرحی که در حد توان او باشد به طبع برساند .

3- تربیت فرزندان در آیینه متون نثر فارسی

آنچه در این پژوهش مورد توجه قرارگرفته،بررسی شیوةتربیت فرزندان بر اساس متون نثر (قرن 5 ،6و7 ه.ق) است.از بین متون متعدد،قابوس نامه(تالیف شده در سال475ه.ق )،کیمیای سعادت(تالیف شده در حدود سال 500ه.ق)، سندباد نامه(تالیف شده در میانةقرن ششم )، کلیله و دمنه(تالیف شده در سال538ه.ق )، چهار مقاله(تالیف شده در سال552ه.ق )، مرزبان نامه(تالیف شده در حدود سال618ه.ق )،اخلاق ناصری(تالیف شده در سال633ه.ق ) و گلستان(تالیف شده در سال656ه.ق )انتخاب گردید که هر کدام از ویژگی های خاصی در این زمینه برخوردارند.

  

در این کتاب سعی شده است متناسب با نیازهای خوانندگان و دانشجویان زبان و ادبیات فارسی در مقطع کارشناسی و کارشناسی ارشد مطالبی از شعر انگلیسی،متون، اصطلاحات ادبی، مکاتب و نظریه های ادبی انتخاب شود تا علاوه بر تقویت دایرةلغات و درک مطلب،سطح دانایی و آشنایی آنها با نمونه های شعر،داستان و مباحث و موضوعات ادبی ارتقا یابد.به همین دلیل در هر درس یک نمونه شعر یا نثر با عنوانی از اصطلاحات ادبی همراه شده است تا ضمن رعایت تنوع ارتباط مفهومی مطالب نیز حفظ شود.در پایان هر نمونه شعر یا متن،سوال هایی گنجانده شده است تا میزان درک و توجه خوانندگان بر اساس آن سنجیده شود؛در پایان هر پنج درس،تست هایی مرتبط با موضوعات ادبیات آورده شده است.

در انتخاب اشعار به موضوعات مختلف ادبی نظیر توصیف،غنا،پند و اندرز،حماسه و...توجه شده است و از شاعرانی مانند ویلیام بلیک،متیو آرنلد،تی.اس.الیوت،الکساندر پوپ،کولریج،امرسون،جرالد مانلی هاپکینز،لرد بایرن،لوئس کارول،ویلیام شکسپیر،ویلیام وردزورث،امیلی برونته،آندرو مارول،والت ویتمن،کریستینا روزتی و ویلیام موریس نمونه هایی ذکر شده است.

چند داستان از آنتوان چخوف،کاترین منسفیلد جهت تنوع بیان شده است.

جهت آشنایی خوانندگان با ترجمه انگلیسی اشعار فارسی و آگاهی از اعتبار این اشعار در غرب، نمونه هایی از اشعار خیام،مولوی،حافظ و بوستان و گلستان سعدی بیان گردیده است.تقریبا یک دورةکامل از اصطلاحات ادبی،نظریه ها و مکاتب مهم بیان شده است و در عین اختصار از جامعیت خوبی برخوردار است.

امید می رود مطالعه کتاب حاضر در بالا بردن سطح آگاهی علمی و ادبی خوانندگان و خصوصا دانشجویان مقبول افتد.

 

قابوس نامه حاوی نکات ارزشمند تربیتی - تعلیمی و اخلاقی است که به نوعی موید فرهنگ و شیوةزندگی ایرانیان قبل از حملةمغول است و دستورالعمل های آن اگرچه خطاب به شاهزاده گیلانشاه است ولی نشانگر باورهای تربیتی و اخلاقی خانوادةایرانی و حساسیت والدین در امر تربیت و تعلیم فرزندان است.

غزالی در کیمیای سعادت ، نکات متعددی را طرح می کند که بخشی از آن، به تعلیم و تربیت فرزند اختصاص دارد.در این اثر، غزالی به ابعاد مختلف وجودی فرزند، اعم از اوصاف اخلاقی،جسمی،روانی،اجتماعی و...پرداخته است و بسیاری از این آموزه ها بر اساس قرآن و احادیث شکل گرفته است.

کلیله و دمنه،مرزبان نامه و سندبادنامه در قالب داستان و قصه به نکات اخلاقی و تربیتی بسیاری در خصوص فرزندان می پردازند و در ضمن حکایات،نکات قابل توجهی در این موضوع مطرح می کنند.

در چهار مقاله به دلیل نوع ساختار کتاب،جداگانه به موضوع تربیت فرزند پرداخته نشده ولی در ضمن مطالب و حکایات به نکاتی در این موضوع می توان دست یافت.

در اخلاق ناصری،خواجه نصیر طوسی یک دورةمبسوط و کاملِ سیاست مدن و تدبیر منزل را طرح کرده و در لابلای این مباحث به نحوةتربیت فرزندان و خصوصیات آنها و نقش والدین در این امر و وظایف فرزندان پرداخته است.آداب زندگی فردی،اخلاقی ،اجتماعی و نحوةتعامل والدین با آنها از برجسته ترین خصوصیات این کتاب است.

گلستان سعدی،خود یک اثر تربیتی - اخلاقی است که با شیوةحکایتی و بیانی لطیف به نکات باریکی در تربیت فرزندان اشاره می نماید.

در تمام این آثار به نکات مثبت تربیتی بسیاری اشاره شده که هنوز قابل توجه و مورد استفاده است و اگر به اندک موارد منفی - که بیانگر دیدگاه سنتی خانواده های کهن ایرانیست- برخورد می شود،پرهیز از آنها نیز خود در امر تربیت امروز سازنده و مفید است و از سوی دیگر نشانگر واقعگرایی گذشتگان ماست.

در فصول مختلف این پژوهش به تمام نکات فوق پرداخته شده و سعی گردیده با نگرشهای روانشناسی توام باشد و با دسته بندی منطقی آن مطالب پراکنده، نمایان و مرتب شود و برای خوانندةامروز قابل استفاده گردد.

چنانچه در نقل قول ها تفاوتی در رسم الخط و شیوه نگارش دیده می شود،دلیلش وفاداری به متن اصلی است و مولف بر این امر واقف بوده است.

امید است این نوشته بتواند گامی هرچند کوتاه در شناساندن فرهنگ و تمدن ایران اسلامی بردارد و برای فرزندان این سرزمین مفید و سودمند افتد.از این کتاب می توان در رشته های علوم تربیتی،روان شناسی و دروس کلیله و دمنه،چهار مقاله،قابوس نامه و سبک شناسی نثر بهره گرفت.

4- درسنامه زبان تخصصی(Text book for students of...)

 

در این کتاب سعی شده است متناسب با نیازهای خوانندگان و دانشجویان زبان و ادبیات فارسی در مقطع کارشناسی و کارشناسی ارشد مطالبی از شعر انگلیسی،متون، اصطلاحات ادبی، مکاتب و نظریه های ادبی انتخاب شود تا علاوه بر تقویت دایرةلغات و درک مطلب،سطح دانایی و آشنایی آنها با نمونه های شعر،داستان و مباحث و موضوعات ادبی ارتقا یابد.به همین دلیل در هر درس یک نمونه شعر یا نثر با عنوانی از اصطلاحات ادبی همراه شده است تا ضمن رعایت تنوع ارتباط مفهومی مطالب نیز حفظ شود.در پایان هر نمونه شعر یا متن،سوال هایی گنجانده شده است تا میزان درک و توجه خوانندگان بر اساس آن سنجیده شود؛در پایان هر پنج درس،تست هایی مرتبط با موضوعات ادبیات آورده شده است.

در انتخاب اشعار به موضوعات مختلف ادبی نظیر توصیف،غنا،پند و اندرز،حماسه و...توجه شده است و از شاعرانی مانند ویلیام بلیک،متیو آرنلد،تی.اس.الیوت،الکساندر پوپ،کولریج،امرسون،جرالد مانلی هاپکینز،لرد بایرن،لوئس کارول،ویلیام شکسپیر،ویلیام وردزورث،امیلی برونته،آندرو مارول،والت ویتمن،کریستینا روزتی و ویلیام موریس نمونه هایی ذکر شده است.

چند داستان از آنتوان چخوف،کاترین منسفیلد جهت تنوع بیان شده است.

جهت آشنایی خوانندگان با ترجمه انگلیسی اشعار فارسی و آگاهی از اعتبار این اشعار در غرب، نمونه هایی از اشعار خیام،مولوی،حافظ و بوستان و گلستان سعدی بیان گردیده است.تقریبا یک دورةکامل از اصطلاحات ادبی،نظریه ها و مکاتب مهم بیان شده است و در عین اختصار از جامعیت خوبی برخوردار است.

امید می رود مطالعه کتاب حاضر در بالا بردن سطح آگاهی علمی و ادبی خوانندگان و خصوصا دانشجویان مقبول افتد.

 

 


 
 
تحلیل عناصر داستانی طوطی نامه
نویسنده : علیرضا - ساعت ٧:٠۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱۱/٢۱
 

تحلیل عناصر داستانی طوطی نامه

 

 

دکتر علیرضا نبی لو

عضو هیات علمی دانشگاه قم

دکتر منوچهر اکبری

عضو هیات علمی دانشگاه تهران

چکیده

در این پژوهش ساختار داستان های طوطی نامه از جهات مختلف بررسی شده است،طوطی نامه از داستانهای منثور غنایی و تمثیلی است که به روش هزار و یک شب بیان شده است.در داستانهای طوطی نامه اغلب خصوصیات قصه ها را می توان یافت؛خصوصیاتی چون تاکید بر حوادث، وجود امور خارق العاده،محکم نبودن روابط علت و معلولی میان رویدادها، مطلق گرایی، ختم شدن به نتایج اخلاقی،تغییر ناپذیری شخصیتها،کیفیت روایت و فرضی بودن زمان و مکان.لحن و بیان تمام داستانها،جدی است و از طنز و مطایبه در بیان آنها اثری دیده نمی شود.مجموعا 100 داستان در طوطی نامه وجود دارد.در داستانهای این اثر از 521 شخصیت استفاده شده است که 5/67 درصد عام و 5/32 درصد خاص هستند.بیشترین شخصیتها از حیوانات(5/22 درصد)و صاحبان مشاغل(19درصد) استفاده شده است.راویان و گویندگان داستانهای طوطی نامه عبارتند از:طوطی که 57 درصد داستانها را نقل می کند.حیواناتی نظیر شارک،مار،شغال و... 11درصد داستانها،خجسته 8 درصد داستانها،انسانهای دیگر نظیر راهب،وزیر،پادشاه،و...18 درصد از داستانها را نقل می کنند و راوی 6 درصد از داستانها نامعلوم است.از مجموع 100 داستان 69 درصد دارای کنش و 31 درصد فاقد کنش خاصی است،همچنین 54 درصد داستان ها دارای نتایج و توصیه های اخلاقی هستند و 46 درصد فاقد این امر است.در 35 داستان به حوادث خارق العاده اشاره شده،15 درصد داستان ها دارای زمان و 85 درصد فاقد زمان است و نهایت آنکه از مجموع 100 داستان،50 درصد مکان دار و 50 درصد فاقد جایگاه مکانی مشخص است.برای ملموس تر و عینی تر شدن پژوهش،نتایج به وسیله جدول و نمودار نشان داده شده است.

کلید واژه ها:طوطی نامه،ساختار داستان،شخصیت،راوی،حادثه،کنش،زمان و مکان.

 

پیشینةپژوهش

در کتاب«بررسی حکایتهای حیوانات تا قرن دهم«(تقوی،1376:ص) به ساختار و ریخت شناسی داستانهای آثاری چون کلیله و دمنه،مرزبان نامه،جواهر الاسمار و...پرداخته شده و به تناسب کتاب اخیر که تحریر دیگری از طوطی نامه است،اشارات محدودی به طوطی نامه نخشبی شده است.در مقاله«قصه های عامیانه و طوطی نامه»(بالانی:ص25)و مقاله«درآمدی بر طوطی نامه با جذابیت امروزین»(گرجی:45)نکاتی کلی راجع به طوطی نامه ها آورده شده است،ولی در هیچ کدام با این تفصیل و روش به طوطی نامه پرداخته نشده است. (1)

مقدمه

میان قصه و داستان از نظر ساختار و عناصر تشکیل دهنده،تفاوت هایی وجود دارد و این تفاوت ها در بررسی های معاصر بیشتر نمایان شده است.«بعضی از نویسندگان اصطلاحات قصه و داستان کوتاه را مترادف هم می دانند،اما این طور نیست.قصه،روایت ساده و بدون طرح و نقشه ای است که اتکای آن به طور عمده بر حوادث و توصیف است ...نمونه این شکل کار در ادبیات ما فراوان است؛چهل طوطی،مجموعه ای از این گونه است»(یونسی،1384:ص10)

در مطالعه و بررسی ادبیات داستانی کهن و سنتی گاهی از روی تسامح این دو را به جای هم- خصوصا داستان را به جای قصه- به کار برده اند.در این مقاله،داستان به معنای اعم به کار رفته است و تمام خصوصیات قصه ها و حکایات طوطی نامه را در بر می گیرد«در آثار مشابه کلیله چون مرزبان نامه،داستانهای بیدپای،فرائدالسلوک و طوطی نامه کمتر از مثل و بیشتر از حکایت،داستان و افسانه و گاه قصه استفاده شده است»(تقوی،1376:ص83)

 برای بررسی ساختار داستانهای طوطی نامه علاوه بر بیان مختصات کلی خود اثر،عناصر سازنده داستانها از وجوه مختلف مورد مطالعه قرار گرفت،یعنی ضمن بیان نوع داستان و طرز بیان و حجم آنها به عناصر اصلی سازنده داستانها پرداخته شد؛عناصری چون شخصیت،راوی،کنش،نتایج اخلاقی،حوادث خارق العاده،زمان و مکان.این بررسی ها ناظر بر ابعاد زمانی،محتوایی،حجمی و ساختاری داستانهاست.دسته بندی شخصیتهای داستانها،راویان،داستانهای کنش دار و فاقد کنش،بیان مهمترین نتایج اخلاقی ،اشاره به داستانهایی که از حوادث خارق العاده برخورداند و مشخص نمودن مختصات زمانی و مکانی داستانها مورد نظر این پژوهش است.(2)

بررسی ساختار داستانهای کهن ضمن آنکه به شناخت بهتر آثار کمک می کند،طرز تلقی داستان پردازان سنتی را از عناصر داستان مشخص نموده و همچنین خواننده را از نوع به کارگیری عناصری چون شخصیت،راوی،زمان و مکان و...توسط قدما آگاه می سازد،از طرفی انواع و بسامد این عناصر بهتر نشان داده می شود.

طوطی نامه

طوطی نامه تالیف ضیاءنخشبی(سال730)که اصل آن هندی است و از کتاب سوکه سپتتی یعنی هفتاد طوطی گرفته شده است و در دورةساسانیان از سانسکریت به پهلوی برگردانده شده است.(3)موضوع طوطی نامه آن است که بازرگانی به تجارت می رود و زن جوانش در غیاب او به فکر معاشرت با امیرزاده ای می افتد،طوطی به عنوان راوی داستان با بیان قصه هایی که حاوی پند و اندرز است او را به مدت 52شب سرگرم می کند و در شب آخر،بازرگان بر می گردد و زن کشته می شود.تحریرهای دیگری تحت عنوان جواهرالاسمار و چهل طوطی از این کتاب در دست است.«سه اثر شبیه به هزار و یک شب یعنی سند باد نامه،بختیارنامه و طوطی نامه ... در چهار چوب ایده اخلاقی خاصی تدوین یافته اند» (ریپکا،1364:ص139)(4)

این آثار اغلب به سبک و سیاق هزار و یک شب و به شیوةبیان داستان در داستان و بعضا با بیانی تمثیلی نوشته شده اند«بعضی از قصه های هزارویک شب و طوطی نامه و اصولا گروه قصه هایی که بر الگوی ساختمانی«هزارویکشب»تنظیم شده و اصلشان از هند است،اغلب جنبه تمثیلی دارد»(میرصادقی،1367:ص205)(5)

گذشته از ابتدای داستانها که جنبةتوصیفی دارد و با سجع و موازنه همراه است در سایر بخش ها،زبان طوطی نامه سلیس و نسبتا روان است«مشهورترین تالیفات ضیاء نخشبی طوطی نامه است که اصل آن هندی بوده و این مرد آن را به سال 730 هجری قمری به لباس عبارت فارسی سلیس در آورده و آن کتاب که متضمن یک عده قصه و حکایت است به غالب زبان ها ترجمه شده»(محجوب،1383:ص460)

مشخصه های کلی داستان ها

نوع داستانها

از نظر نوع داستان،در طوطی نامه هم داستان ها و قصه های غنایی و عاشقانه دیده می شود و هم قصه های حیوانات با ابعاد تمثیلی می توان یافت،از سوی دیگر برخی داستان ها جنبةتعلیمی و پندآموز دارند.

برخی از بخش های طوطی نامه بیشتر به قصه نزدیک می شود و در بخش هایی،ویژگی های داستان های سنتی نمود بیشتری پیدا می کند،یعنی ویژگی داستان و قصه هر دو در طوطی نامه وجود دارد.«داستان شامل هر نوع نوشته است که در آن ماجراهای زندگی به صورت حوادث مسلسل گفته شود.این طرز تلقی از داستان،بدان اشتمالی وسیع خواهد داد،بدین معنی که داستان هم شامل حکایت و افسانه و اسطوره(خواه منظوم و خواه منثور)خواهد بود و هم شامل قصه به معنای امروزی آن،یعنی رمان»(براهنی،1362:ص40)تاکید بر حوادث،خرق عادت ها و امور خارق العاده،محکم نبودن روابط علت و معلولی میان رویدادها،ایستایی و تغییرناپذیری شخصیت ها،مطلق گرایی و ختم شدن به نتایج اخلاقی،طوطی نامه را به قصه و داستان های سنتی نزدیک تر می کند.(6)

اگر چه داستان اصلی طوطی نامه محتوای واحدی دارد،اما در داستان هایی که در 52شب نقل می شود و در داستان های فرعی دیگر،محتوای واحدی وجود ندارد و وقایع و حوادث بسیار متنوع و ناهمگون است.در این داستان ها انسان در کنار حیوانات و موجودات شگفت دیگر قرار می گیرد و با آنها گفتگو و همزبانی می کند و کارهایش با اعمال آنها گره می خورد.در قصه هایی که به شیوه «هزار و یک شب»آفریده شده است،از زبان حیوانات به وجه تمثیل سخن گفته می شود و قصه ای در میان قصةدیگر می آید.«اصولا آوردن یک قصه در قصه دیگر از ویژگی های قصه های هندی است که در مهابهارات و دیگر کتاب های هندی نظیر آن ها را می توان یافت...خصوصیت دیگر این گروه قصه ها اختلاط انسان با کلیه مخلوقات این جهان است .در این قصه ها انسان با حیوان و گیاه و جماد ارتباط نزدیک دارد انسان با آنها هم زبانی می کند و از آن ها یاری می طلبد و با آن ها دوستی می کند و از اعمال و سخن های آن ها عبرت می گیرد رشته ای نامریی میان انسان و آنها کشیده شده است.در این قصه ها،انسان به شکل حیوان و گیاه در می آید و حیوان و گیاه به شکل انسان.مثل این است که هیچ تفاوتی در اصل،میان آن ها نیست و همه از یک گوهر و یک سرچشمه اند از جایی آمده اند و به جایی می روند و در سرنوشت واحدی سهیم اند با هم می آمیزند و از هم جدا می شوند و در این تناسخ روزگار خود را می گذرانند تا نوبتشان به سر رسد و جانشان را به موجود دیگری واگذار کنند»( میرصادقی،1365: ص135)در این داستان ها زنان نقش بسیار زیادی ایفا می کنند و به نوعی محور حوادث قرار می گیرند.گویی یک طرح اولیة مشابه و یکسانی در تمامی این داستان ها می توان یافت«یک طرح اولیه[یا ایدةداستانی]را می توان با تعداد زیادی طرح روایی بیان کرد»(برتنس،1384:ص49)

بیان داستانها

بیان و لحن داستان ها جدی است و از بیان های طنزآلود یا مطایبه چیزی در آن دیده نمی شود.داستان اصلی و داستان شب اول بدون هیچ مقدمه ای شروع می شود و هیچ برجستگی بیانی و سبکی در آن ها دیده نمی شود.از داستان شب دوم به بعد نوعی بیان و لحن ادبی توصیف گرا که پر از ترکیب سازی و تصویرآفرینی است،در آغاز همةداستان ها دیده می شود که قاعدتا ابتکار خود ضیاءنخشبی است.این نوع بیان،لحن و زبان طوطی نامه را به متون فنی نزدیک می کند.به دو نمونه اشاره می شود:«چون درّلمعانی روز،یعنی آفتاب،در درجک مغرب نهادند و گوهر شب چراغ یعنی ماه از کان مشرق بیرون آوردند،خجسته لامع تر از آفتاب و ساطع تر از ماهتاب به طلب رخصت بر طوطی رفت»(نخشبی،1372:ص111)«چون ضفدع زر هیکل آفتاب در آبگیر مغرب رفت و ماهی آسمان از دام مشرق برون آمد،خجسته،خود را به انواع حلیه آراسته...»(همان:ص223)

همچنین در میان تمام داستان ها و خصوصا در انتهای داستان های فرعی نخشبی ابیاتی را می آورد که با مضمون داستان مرتبط است و خلاصةمحتوا و پیام هر داستان را بیان می کند.این اشعار که هر کدام دو بیت است با واژةنخشبی شروع می شود و در قالب قطعه های دوبیتی- شبیه به چهارپارةامروزی- و تمامی در بحر خفیف سروده شده است.

در پایان 52 داستان،طوطی با یادآوری مضمون و نتیجةداستان به خجسته،سبک بیانی ویژه ای را به داستان ها می دهد.پایان این داستان ها هم حاوی نکات عبرت آموز است و هم تمهیدی می شود برای آغاز داستان دیگر و تسلسل حوادث و ادامةجریان داستان اصلی.زبان این داستانها نسبتا ساده و قابل فهم است «از کلیله و مرزبان نامه که بگذریم در آثار منثور دیگر چون طوطی نامه و بختیارنامه زبان کمی ساده تر می شود و زبان راویان قصه گو در نقل حکایـها به کار می رود»(تقوی،1376:ص121)

حجم داستانها

برخی از پژوهشگران داستانهای طوطی نامه را از نوع داستانهای بلند می دانند«قصه های عامیانةادب فارسی از نظر حجم،به دو نوع کوتاه و بلند تقسیم می شود و نوع بلند آن از نظر موضوعی به انواعی دسته بندی می شوند که یک نوع آن قصه های بلندی است که به شیوةکتاب هزار و یک شب نوشته شده است،نظیر قصةچهل طوطی یا طوطی نامه نوشتةضیاءالدین نخشبی»(رزمجو،1382:ص182)

اما دقیق تر آن است که داستان های طوطی نامه از نظر حجم،اندازه،کوتاه و بلندی به سه دستةزیر تقسیم شود:(7)

1- داستان بلند:داستان اصلی طوطی نامه که با محوریت میمون،خجسته،طوطی و امیرزاده بیان می شود و از نظر اندازه و حجم،تمام کتاب را دربرگرفته است،هرچند میمون و امیرزاده حضور مداوم در داستان ندارند و بیشتر سخن گفتن طوطی و خجسته در طول داستان دیده می شود.

2- داستان متوسط:این داستان ها از نظر تعدد شخصیت ها،بلندی روایت و پیچیدگی حوادث،محدودتر از داستان بلند اصلی است و عمدتا از داستان هایی است که طوطی آن را در52شب برای خجسته نقل کرده است.تعداد این داستان ها 59مورد است.

3- داستان کوتاه:این داستان ها از نظر تعداد اشخاص و حوادث و روایت بسیار مختصرتر از دو دستةپیش است و اغلب شامل داستان های فرعی طوطی نامه می شوند«جز داستانهای اصلی دو سه اثر مشهور مانند کلیله و دمنه و مرزبان نامه و طوطی نامه،اغلب داستانهای کوتاه هستند.کوتاه به این معنی که تعداد حوادث و درگیری های داستانی در آنها انگشت شمار است»(تقوی،1376:ص123)تعداد 40مورد از 100داستان این کتاب از نوع داستان کوتاه است.

جدول شمارةیک«حجم داستانها»(8)

 

حجم داستانها

شمارةداستانها

1

داستان بلند

داستان اصلی کتاب

2

داستان متوسط

52داستان اصلی،9/1، 12/2، 25/1، 41/3، 42/1، 42/2، 48/1

3

داستان کوتاه

3/1، 4/1، 5/1، 7/1، 8/1، 8/2، 8/3، 8/4، 8/5، 8/6، 8/7، 12/1، 13/1، 15/1، 15/2، 16/1، 18/1، 18/2، 19/1، 20/1، 21/1، 22/1، 23/1، 24/1، 24/2، 25/3، 27/1، 27/2، 28/1، 28/2، 31/1، 32/1، 34/1، 36/1، 39/1، 41/1، 42/2، 43/1، 46/1، 47/1،

عناصر داستانی

1.شخصیتها و راویان

شخصیت ها از عناصر اصلی داستان محسوب می شوند که در پیشبرد آن بسیار اهمیت دارند،در طوطی نامه از شخصیت های مختلفی بهره گرفته شده است،شخصیتهای مختلفی مانند شاهان،امیران،وزیران،شاهزادگان،انبیا و اولیا و بزرگان،غلامان و درویشان و کنیزان و زنان و دختران،مردان،پسران،فرزندان،صاحبان مشاغل مختلف،حیوانات و اشخاص نامعین از این زمره اند.مجموعا در طوطی نامه از 521 شخصیت استفاده شده است که 351 مورد یعنی 5/67 درصد عام و بی نام 170 مورد یعنی 5/32 درصد خاص و با ذکر نام هستند.این شخصیت ها در پردازش داستانها و بیان مفاهیم و معانی نقش بسزایی دارند.با دقت در شخصیتهای فوق می توان دریافت که طوطی نامه از انواع شخصیت ها بهره گرفته است،کمتر شخصیتی وجود دارد که در این اثر مورد نظر نبوده باشد.با دقت در جدول شمارةدو نکات زیر دریافته می شود:

1) بیشترین شخصیت ها از حیوانات انتخاب شده است(117 مورد، 5/22 درصد)درمیان این حیوانات از طوطی،غوک،شگال،آهو،شیر،و مار استفاده بیشتری شده است و حیوانات دیگری نظیر مگس،خر،شارک،خرس،روباه،گرگ،سیاه گوش،بوزینه،ماهی،سگ،کرکس،گوزن،پلنگ،و ...در مراحل بعدی قرار می گیرند.

2)پس از حیوانات صاحبان مشاغل بیشترین نمود را در پیشبرد داستانهای طوطی نامه دارا هستند(99 مورد، 19 درصد)مشاغلی چون تاجری،بازرگانی،بقالی،صیادی بسامد بیشتری دارند و از صاحبان مشاغل دیگر مانند زرگر،نجار،لشکری،مطبخی،رنگرز،دهقان،باغبان،هیزم فروش،مطرب و...نیز شخصیت هایی انتخاب شده است. 94 مورد از این نوع شخصیت ها عام و بی نام هستند و 5 مورد دارای نام خاص هستند(مبارک،منصور،بهزاد،زریر و عبدالمک)

3)استفاده از شخصیت زنان و دختران در طوطی نامه از نظر بسامد در مقام سوم قرار دارد،اغلب داستانها با محوریت این شخصیتها همراه است.«در مرزبان نامه،طوطی نامه و دیگر آثار هم کم و بیش زن(در نقش انسانی)گاه و بیگاه در حکایت حیوانات حضور پیدا می کند»(تقوی،1376:ص192)از این شخصیتها 75 مورد(4/14 درصد)استفاده شده است که 62 مورد عام و 12 مورد دارای نام خاص هستند( نام های چون خجسته،نیک مال،حبذا،معصومه،همناز،خورشید زن،قعریه و...)از بین این زنان و دختران،زن تاجر،دختر بازرگان،زال،و دختر پادشاه نمود بیشتری دارند.(9)

4)مردان و پسران با 72 مورد کاربرد و 8/13 درصد از شخصیتهای دیگری هستند که در طوطی نامه حضور دارند از این میان 60 مورد عام و بی نام و 13 مورد خاص هستند(نامهای چون میمون،ابن الغیب،بشیر،مختار،عطارد،کیوان،ایاز و...)جوان و پدر دختر بیشترین نمود را در این بحث دارد.

5)شاهان،امیران،وزیران و شاهزادگان با 70 مورد کاربرد و 5/13 درصد در مرحله بعد قرار می گیرند که 59 مورد بی نام و 11 مورد دارای نام خاص هستند(نام های چون مامون،بهرام چوبین،پرویز،جاماس،معاویه،فغفور و...)چنانکه دیده می شود از نام پادشاهان و بزرگان مناطق مختلف جهان (اعم از عرب،ایران،چین و هندو و ...)در این اثر استفاده شده است.

6)انبیا،علما و بزرگان در طوطی نامه با 43 مورد کاربرد و 2/8 درصد از نظر بسامدی در مقام بعد قرار دارند که 31 مورد بی نام و 12 مورد دارای نام خاص هستند(نام هایی چون آدم،موسی،عیسی،ابراهیم،سلیمان،بایزید،جنید،افلاطون)شخصیت هایی مانند برهمن،پیر،زاهد،راهب،حکیم بیشترین بسامد را در این بخش دارند.

7)دستةدیگری از شخصیت ها که در طوطی نامه کاربرد دارد شخصیت های نمادین هستند که با 18 مورد کاربرد،5/3 درصد از کل شخصیت ها را شامل می شود،شخصیت هایی نظیر صورت حیات پادشاه،مرغ هفت رنگ،سه خواستگار و فرشته وش و... .

8)غلامان و درویشان و کنیزان با 15 مورد کاربرد و 9/2 درصد در مقام بعد قرار می گیرند و پس از این شخصیتها ،اشخاص برگرفته شده از طبیعت،عامه مردم و اشخاص نامعلوم به ترتیب با 7 و 5 و 1 مورد کاربرد از نظر بسامدی در انتهای دسته بندی شخصیت داستان های طوطی نامه قرار می گیرند.

 

 

جدول شمارةدو«شخصیتهای داستانها»(10)

طبقه کلی

شخصیتهای عام

شخصیتهای خاص

تعداد

درصد

حیوانات

 

آهو،مگس،طوطی،خر،اژدها،شارک،خرس،ماهی،روباه،دد،بوزنه،سگ،مار،خارپشت،

گاو،اسب،سیاه گوش، کرفش،سمور، گوسفند،گرگ،شیر،وحوش،موش،گربه،

مگس،شگال،غوک،طاووس،گوزن،

کرکس،شتر،زنبور،عصفور،پیل،پلنگ،ببر،

مرغ،درازگوش

 

117

5/22

صاحبان مشاغل

تاجر،مردیتاقی،زرگر،نجار،لشکری،

مطبخی،صیاد،حایک،سیاح،شحنه،

جوهری،رنگرز،دهقان،بقال،پاسبان،

مهتر، باغبان، دزد،ندیم، رسول،پیلبان،

خاک بیز، حاجب،سپیدباف،کلال،شبان،نیلگر،جادوگر،کوتوال،وکیل،گواه،هیزم فروش،مطرب،حجام،مقطع،مشاطه،

سیمیایی،مغنی،ملاح،ساربان،صراف

مبارک،منصور،بهزاد،زریر،عبدالملک

99

19

زنان و دختران

زن،دختر،زال،دلاله،دایه،خواهرخوانده،مادر،خواهر،ملکه

محروسه،شهرآرا،قعریه،میمونه، نیک فال،حبذا،معصومه،همناز،خورشیدزن،

محموده،سلیمه،زهره، خجسته

75

4/14

مردان و پسران

جوان،مرد،شوی،فرزند،پسر،پدر،

کامجو،اعرابی،طفل،دوست،برادر

میمون،ابن الغیب،بشیر،مختار،عطارد، ،لطیف،کیوان،شریف،ایاز،سالم،عبید،صالح

72

8/13

شاهان،وزرا،

امیرزادگان

پادشاه،امیرزاده،امیر،حاکم،رای،وزیر،خواجه،قاضی،ملک،شاهزاده،قیصر

بهرام،پرویز،جاماس،معاویه،مامون،فغفور،

عمر،خاصه،خلاصه

70

13

انبیا،علما و بزرگان و....

زاهد،پیر،برهمن،حکیم،راهب،بهت،

جوکی

بایزید،سلیمان،ابراهیم،اسماعیل،جنید،امام شافعی،آدم،موسی،افلاطون،احنف،

ابراهیم ادهم،خلیفه

43

2/8

شخصیت های نمادین

 

صورت حیات پادشاه،جوکی به شکل پیل،دختر ملک جن،صور مختلف الاشکال،عقاب و کبوتر خاص،سه خاطب،پری،شیخ نورانی،مرغ هفت رنگ و...

18

5/3

غلامان و درویشان و کنیزان

درویش،کنیزک،زنگی،خدام،غلام

 

15

9/2

شخصیتهای برگرفته از طبیعت

دریا،باد،روزگار،سیب،انبه

 

7

5/1

عامه مردم

همسایه،مشاهیر،مردمان،اهل سپاه، اهل شهر

 

4

1

اشخاص نامعلوم

شخصی

 

1

2/0

جمع

170

351

521

100

بیشتر شخصیت های داستان های طوطی نامه ایستا هستند و اغلب فرصتی برای توصیف روحیات و شخصیت درونی آنها ایجاد نمی شود.در مجموع شخصیت های قصه ها و داستان های سنتی(11)تا حدودی از واقعیت دور هستند.

هدف از ارائه و تنظیم جدول فوق عبارت است از:

1- نشان دادن تعدد شخصیت های (521مورد)این داستانهاست.

2- تقریبا از انواع و اقسام اشخاص و طبقات مختلف،در این کتاب دیده می شود.

3- در یک نگاه می توان جزئیات طبقات را دریافت مثلا از نوع حیوانات و مشاغل و... در طوطی نامه می توان مطلع شد و امکان مقایسه و تحلیل بهتری را به دست می دهد.

4- دسته بندی ها به شکل بسامدی و از بیشترین تا کمترین اشخاص انجام شده است،که نشان می دهد حیوانات و صاحبان مشاغل بیشترین بسامد را دارند ولی طبیعت و عوام مردم از نمود کمتری برخوردارند.

در کنار شخصیتهای فوق باید به راویان و گویندگان داستانها نیز اشاره نمود،البته راویان، اشخاص جداگانه ای نیستند و اغلب از همین شخصیتهای داستانی هستند که به نقل و بیان داستانها روی می آورند.

در باب راوی(12)داستانهای طوطی نامه نکات زیر قابل ذکر است:

1-داستان اصلی طوطی نامه که حدود 99 داستان دیگر را در خود جای می دهد(52 داستان در 52 شب و 47 داستان فرعی)با این عبارت آغاز می شود«روات اسمار و دهات اخبار چنین گویند»(نخشبی،1372:ص7)این نوع عبارات که امروزه شکل کلیشه ای به خود گرفته است از یک سو به نامعلوم بودن و مبهم بودن راوی اصلی داستان اشاره می کند و از سوی دیگر از راوی یا راویان سوم شخص جمع نامشخصی خبر می دهد،بنابراین در داستان اصلی،راوی ناشناخته است.

2- داستانهای 52 شب در اصل مکالمه و گفتگوی خجسته و طوطی است که غالبا روایتگر آنها طوطی است. «در«طوطی نامه»راوی بیشتر قصه ها طوطی است و هر شب یک تا چهار قصه می گوید»(میرصادقی،1365:ص136)طوطی به دلیل آنکه خود نمی تواند منشاء ایجاد داستان و ساختن آنها باشد غالبا آنها را از روایان و داستان گویان نامعلومی گرفته و ذکر می کند،بنابراین بیشتر این 52 داستان از زبان طوطی بیان می شود که خود در داستانها و افسانه های قدیمی تری ریشه دارد.

نمونه:«طوطی گفت:ای خجسته...تو به تعلیم و تلقین من از بدنامی و ناکامی چنان خلاص می یابی که به تعلیم و تلقین شگال دختر رای خلاص یافته بود.خجسته پرسید چگونه بود آن؟طوطی گفت...»(نخشبی،1372:ص146)

3- از 52 داستان اصلی 41 مورد یعنی 79 درصد داستانها را طوطی با این عبارات آغاز می کند«چنین گویند،آورده اند،گویند،روایت کرده اند»که نشان می دهد همةاین 41 داستان برگرفته از افسانه ها و حکایات دیگر است و از راویان نامعلومی ذکر شده است.

نمونه:«می ترسم که کار شما به کمال نرسد و نیم کله ماند.چنانکه کار معالجةرای کامرو نیم کله ماند و به کمال نرسید.خجسته پرسید چگونه بود؟طوطی گفت:چنین گویند...»(همان:ص45)

4-تعداد6 داستان یعنی5/11 درصد از 52 داستان اصلی را طوطی با این عبارات شروع می کند«شیران بیشه اسمار و پلنگان قله اخبار چنین گویند،ناقلان اسمار چنین گویند...»که عبارتند از:داستانهای شب های سی و یکم،سی و پنجم و سی و ششم و سی و هفتم،سی و هشتم و سی و نهم.

نمونه:«خجسته پرسید چگونه بود آن؟طوطی گفت:اصحاب اخبار و ارباب اسمار چنین گویند...»(همان:ص320)

5-داستان شب های هفتم و هشتم را طوطی خود ذکر می کند بدون آنکه از واسطه یا روایانی استفاده نماید«طوطی گفت:وقتی رای بهلستان دختری داشت که...»(همان:ص62)و یا«طوطی گفت:در شهری از شهرهای هندوستان پادشاهی بود...»(همان:ص70)البته در داستان شب هفتم بعد از دخالت خجسته در نقل داستان،طوطی با عبارت«چنین گویند»از میانه داستان،گفتار خود را پی می گیرد.

6-داستان شب چهاردهم بیشتر حالت گفتگو دارد که طوطی و خجسته درباره علم موسیقی و کیفیت مزامیر و اختراع و استخراج آن سخن می گویند و اصلا حالت داستانی ندارد.

7-داستان شب بیست و پنجم را طوطی از قول یاری از یاران قدیم خود بیان می کند«طوطی گفت یاری از یاران قدیم من اینجا بود و حکایتی از زبان طوطی و شارک تقریر کرد که مرا از استماع آن خنده می آید،خجسته پرسید آن حکایت چگونه بود؟طوطی گفت:آن محب قدیم و آن در محبت مستقیم چنین گفت...»(همان:ص215)

8-داستان شب آخر به گونه ای متفاوت تر از سایر داستانها بیان می شود یعنی طوطی داستانی را که خود دیده است نقل می کند«طوطی گفت:در غرایب اسمار چنین دیده ام که در بنی اسرائیل زاهدی بود...»(همان:ص426)

در میان 52 داستان اصلی کتاب طوطی نامه،حدود 47 داستان و قصه فرعی بیان شده است که دربارةراوی این داستانها نیز می توان به نکات زیر اشاره نمود:

1-پنج داستان از 47 داستان فرعی توسط طوطی(راوی اصلی)بیان می گردد.

2-هشت داستان از داستانهای فرعی را خجسته بیان می کند.

3-نُه داستان توسط پادشاه و وزیر بیان می گردد.

4-راویان سایر داستانهای فرعی عبارتند از:راهبان،زن،دختر،گربه،مارماده،شارک،زن وزیر،سیاه گوش،شگالان،خورشید رای و گوزن که اغلب این راویان خود از شخصیتهای داستانهای اصلی هستند و به فراخور موضوع از زبان آنها داستانهایی هر چند کوتاه بیان می شود و غالب این داستانها به نوعی در طول همان داستان اصلی بیان می شود و از نظر محتوایی به آن نزدیک است.

جدول شمارةسه«راویان و گویندگان داستانها»

دسته بندی گویندگان و راویان داستانها

شمارةداستانها

تعداد داستانها

حیوانات

طوطی(داستان گوی اصلی و همسخن خجسته)

داستانهای اصلی که در52شب نقل می شود

،8/1،23/1،24/2،34/1، 43/1

57

شارک/گربه/مار/ شگال/ گوزن/طوطی دیگر/سیاه گوش

5/1، 15/2، 18/2، 25/1، 25/2، 29/1، 31/1، 41/2، 41/3، 42/1، 42/2

11

انسان

خجسته

20/1، 21/1، 22/1، 24/1، 28/1، 39/1، 41/1، 46/1

8

راهبان/زن/وزیر/پادشاه/دختر/ خورشیدرای/ دوست

/ زن زریر

3/1، 4/1، 8/2، 8/3، 8/4، 8/5، 8/6، 8/7، 9/1، 12/2، 16/1، 19/1، 27/1، 27/2، 28/2، 32/1، 36/1، 47/1

18

نامعلوم

ــــ

داستان اصلی کتاب،7/1، 12/1، 13/1، 15/1، 18/1

6

با این توضیحات در می یابیم که راوی این داستانها اغلب از نوع دانای کل است«راوی(طوطی)دانای کل است که داستانهای اصلی را بیان می کند اما در داستانهای فرعی گاهی راوی دانای کل است و گاهی سوم شخص و گاهی اول شخص»(گرجی:ص42)

هدف از تنظیم این جدول عبارت است از:

1- همان طور که در شخصیتها،حیوانات بیشترین نمود را دارند در میان راویان نیز بیشترین بسامد با حیوانات است یعنی68درصد داستانها را حیوانات نقل می کنند.احتمالا مترجم به اصل داستانها وفادار بوده است زیرا در بین راویان از عناصر ایرانی و اسلامی نشان کمتری دیده می شود و نظیر کلیله و دمنه و داستانهای هندی،راویان بیشتر از حیوانات انتخاب شده اند.بنابراین نوع راویان و گویندگان می تواند خواننده را به اصل و منشاءداستانها هدایت کند.

2- نقش انسان در روایت این داستانها کم رنگ تر است.

3- از اشیا و اجزای طبیعت و عناصر مجرد و غیر مادی در روایت داستانها اثری نیست.

2.کنش

کنش و عمل داستانی،فعلی است که در داستان رخ می دهد«کاربرد عمل داستانی معرفی شخصیتها و گسترش پیرنگ است»(داد،1380:ص215)در طوطی نامه از مجموع 100 داستان 31 داستان فاقد کنش خاصی است و 69 داستان از کنش و عمل داستانی بر خوردار است.اغلب داستانهایی که در آن ها کنش دیده نمی شود از داستانهای فرعی کتاب طوطی نامه است که در ضمن داستان دیگر آمده است و جایی برای پرداختن به این مقوله نبوده است.                                   جدول شمارةچهار«کنش در داستانها»

 

داستانهای کنش دار

داستانهای فاقد کنش

 

1، 2، 3، 4، 4/1، 5، 5/1، 6، 7، 8، 8/1، 8/2، 8/3، 8/4، 8/5، 8/6، 8/7، 9، 10،11، 12،12/2،  13، 15، 15/2، 16، 17، 18 ،18/2، 19، 20، 22، 23، 24، 24/1، 25، 25/1، 25/2، 26، 27، 28، 28/2، 29، 29/1، 30 ،31، 31/1، 32، 32/1، 34، 34/1، 36، 36/1، 37، 38، 40، 41، 41/3، 42/1، 42/2، 44، 45، 47، 47/1، 48، 49، 51وداستان اصلی

3/1، 7/1، 9/1، 12/1، 13/1، 14، 15/1، 16/1، 18/1، 19/1، 20/1، 21/1، 22/1، 23/1، 24/2، 27/1، 27/2، 28/1، 33، 35، 39، 39/1، 41/1، 41/2، 42، 43، 43/1، 46، 46/1، 50، 52

 

69

31

این جدول نشانگر آن است که بیشتر داستانها(69درصد)از عمل داستانی و کنش برخوردارند یعنی در این داستانها حوادث پیچیده تر و اشخاص درگیرتر هستند و نویسنده به داستانهای کنش دار و فنی تر گرایش بیشتری داشته تا داستانهای ساده و سهل الوصول.ضمنا خود نویسنده نیز در این نوع داستانها،درگیرتر و دخیل تر است تا آنکه فقط حوادث مختصری را بنویسد و به سطر بکشد.

3.نتیجةاخلاقی

قصه های و داستانهای سنتی اغلب به یک نتیجه اخلاقی مثبت یا منفی ختم می شوند و کمتر قصه و داستانی با این اوصاف وجود دارد که بر محور یک اندیشه یا پندار اخلاقی شکل نگرفته باشد،حتی این نتایج به گونه ای مطلق گرایی و یکنواختی می رسد.«بن مایه و زیر بنای همه قصه ها ترویج اصول انسانی و ارزش های اجتماعی،قومی،سنتی،اقلیمی،فرهنگی،و اجتماعی قصه گو است.ارزش هایی مانند برادری،عدالت خواهی،برابری،شجاعت،عشق و بخشش در قصه نمود آشکاری دارد...»(انوشه،1381:ص1123)(13)

از بین 100 داستان طوطی نامه 54 داستان دارای این نوع نتایج و توصیه های اخلاقی هستند و 46 مورد فاقد هرگونه توصیه یا نتیجه اخلاقی است.

از 54 داستانی که به نتایج اخلاقی ختم می شوند چهل و یک داستان نتایج اخلاقی مثبت و مقبولی را توصیه می کنند مفاهیمی چون اخلاص و صداقت،صلاح نبودن مجالست با ناهمجنس،بار رعیت کشیدن توسط پادشاه،دانستن قدر اخلاص،فاش نکردن اسرار،سودمندی مشورت،پشیمانی به خاطر کاهلی،زیان ندیدن از پاکی،خلاص دادن خود از جای خطر و هلاک،روی آوردن به زهد و عبادت،رعایت حال زیر دستان،توجه به پدر و مادر،عدم اعتماد بر دشمن،شنیدن سخن ناصحان،پاکدامنی و...)،13 داستان دیگر به نتایج منفی یا خنثی ختم می شوند:نتایجی چون بی وفایی زن،مکر زن و حیله و نیرنگ اختیار کردن و... .

با توجه به اینکه طوطی نامه بر محور بی وفایی و مکر خجسته و داستان گویی طوطی شکل می گیرد،رسیدن به چنین نتایج منفی در برخی از داستانها اجتناب ناپذیر است،بخصوص که اصل این اثر خارج از مرزهای فکری موجه ما ایرانیان پدید آمده است.

علاوه بر نتایج اخلاقی مذکور،در بسیاری از داستانهای طوطی نامه به بن مایه های یکسانی می توان دست یافت.اصولا در قصه ها و داستانهای کهن، اشخاص و حوادث گسترش دهندةبن مایه ها و مفاهیم ویژه و مکرری هستند.این موضوع در پژوهش های پروپ و در تحلیل قصه های روسی اثبات شده است«پروپ با تحلیل محتوای حدود صد قصةعامیانةروسی،به بن مایه های تکرار شوندةآن ها دست یافت»(گیرو،1383:ص109)

در داستانهای طوطی نامه،زنجیرة بن مایه های تکراری و خطی وجود دارد که اغلب با تغییر اشخاص و برخی حوادث جزئی متمایز می شوند.به دو دسته از این بن مایه ها اشاره می شود:

الف)زنجیرةنوع اول: که دو عنصر وابسته به هم و یک عنصر متضاد و یک واسطه دارد.

بازرگان به سفر می رود‑‑ زن او به جوانی دل می بندد‑‑ طوطی واسطه وار مانع می شود‑‑ نتیجه:خیانت زن سبب کشته شدنش می گردد.

این زنجیره که الگوی داستان اصلی طوطی نامه است،با تغییر اشخاص در داستانهای متعددی دیده می شود:

1- داستان فرعی شب اول:تاجر به تجارت رفت‑‑ زن او شیفتةجوانی شد‑‑ طوطی واسطه است‑‑ نتیجه:خیانت زن فاش نمی شود و تاجر فریب می خورد.

2- داستان فرعی شب چهارم:طوطی بر درختی لانه دارد‑‑ فرزندان طوطی با روباهی دوست می شوند‑‑ سیاه گوش و صیاد واسطه اند‑‑ نتیجه:فرزندانِ طوطی خود و مادر را گرفتار می کنند.

3- داستان فرعی شب ششم:رای در بهلستان زندگی می کند‑‑ دخترش مورد علاقةدرویشی قرار می گیرد‑‑ وزیر واسطه است‑‑ نتیجه:درویش دختر را به زنی می گیرد.

4- داستان شب هشتم:پادشاهی در هند حکومت می کرد‑‑ پسرش مورد علاقةکنیزی قرار می گیرد‑‑ هفت وزیر واسطه هستند‑‑ نتیجه:پسر از نحوست نجات می یابد

5- داستان فرعی شب هشتم:تاجری به سفر می رود‑‑ زن او دل به معشوقی می بندد‑‑ زال واسطه است‑‑ نتیجه:زن با جنجال و فریب بر تاجر فایق می آید.

6- داستان شب شانزدهم:پسر رای ازدواج می کند‑‑ زن او به جوانی دل می بندد‑‑ شگال واسطه است‑‑ نتیجه:زن متوجه خیانت خود می شود.

7- داستان شب هفدهم:تاجری به تجارت مشغول می شود‑‑ زن او مورد توجه جوانی قرار می گیرد‑‑ راهبی واسطه است‑‑ نتیجه:زن پاکدامنی خود را حفظ می کند.

8- داستان شب بیست و چهارم:مردی ازدواج می کند‑‑ زنش حبذا شیفتةجوانی به نام بشیر است‑‑ اعرابی واسطه است‑‑ نتیجه:زن به خواستةخود می رسد.

9- داستان فرعی شب بیست و پنجم:بازرگانی به سفر می رود‑‑ همناز زنش شیفتةجوانی است‑‑ دزدی واسطه است‑‑ نتیجه:زن رسوا می شود.

10- داستان شب سی و هشتم:صعوه بر درختی لانه دارد‑‑ تخمش را فیلی می شکند‑‑ مرغ دراز نوک و زنبور و غوک واسطه اند‑‑ نتیجه:صعوه بر فیل فائق می آید.

ب)زنجیرةنوع دوم: که واسطه در آن حاضر نیست:

1- داستان فرعی شب چهارم:جوکی مصمم است عصمت زنش را حفظ کند‑‑ زن جوکی مصمم بر انجام فساد است‑‑ نتیجه:زن جوکی با صد نفر فساد می کند.

2- داستان فرعی شب پنجم:بوزنه و پسر کوتوال دوستی دارند‑‑ هر دو با هم درگیر می شوند و سر پسر کوتوال زخمی می شود‑‑ نتیجه:خون بوزنه ریخته می شود تا پسر کوتوال از مرگ نجات یابد.

3- داستان شب ششم:نجار،زرگر،زاهد و حایک صورتی می تراشند که به زنی تبدیل می شود‑‑ هر چهار نفر شیفتةاو می شوند و ادعای تصاحب آن زن را دارند‑‑ نتیجة:درخت زن را در خود فرو می برد و همه پشیمان می شوند.

4- داستان فرعی شب هشتم:جوانی که مکر زنان می نوشت در خانة زنی فرود آمد‑‑ زن با او جنجالی ساختگی پدید می آورد‑‑ نتیجه:جوان به عدم امکان شناخت کامل مکر زنان اقرار می کند.

لازم به ذکر است در 100داستان طوطی نامه زنجیره های دیگری را نیز می توان یافت اما دو زنجیرةمذکور در بسیاری از داستانها تکرار می شود.

4.حوادث خارق العاده

حوادث خارق العاده و اعجاب انگیز از ویژگی مهم قصه ها و داستان های سنتی است«برای گروهی گفتن قصه ای هیجان انگیز فی نفسه هدف است آنها از آوردن رخدادهای نامحتمل یا حتی خیالی در اثر خود ابایی ندارند»(اسکولز،1383:ص20)از میان داستانهای طوطی نامه 35 مورد با حوادث خارق العاده همراه است و 65 مورد فاقد این ویژگی است.بیشتر این حوادث بر محور شخصیت ها می چرخد و غالبا به نوعی با حیوانات و اشیا گره می خورد.

برخی از این حوادث شگفت عبارتند از:صورت حیات پادشاه به شکل زن(داستان 2)،مسخ فرزندان(داستان 3)،جوکی به شکل پیل(داستان 4/1)،جان گرفتن صورت تراشیده(داستان 6)،میوه ای که حیات ابدی می دهد(داستان 9)،دریا به شکل آدمی(داستان11)،گوشت از اندام خود بریدن شاهزاده(داستان18)،سکته کردن،دفن شدن و دوباره زنده شدن دختر(داستان20)،خندیدن مرغ بریان(داستان22)،خندة ماهیان(داستان23)،به هم چسبیدن سر و بدن(داستان34/1)،سبوی شگفت انگیز(داستان 41/3)،بینا شدن کور به واسطه مارسیاه(داستان42/1) و زر شدن راهب (داستان45).«تاکید بر حوادث خارق العاده،بیشتر از تحول و تکوین آدمها و شخصیتها است در قصه یا حکایات محور ماجرا بر حوادث خلق الساعه قرار دارد؛حوادث ،قصه ها را به وجود می آورد و در واقع رکن اساسی و بنیادی آن را تشکیل می دهد»(داد،1380:ص234)

در داستانهای دیگر طوطی نامه که فاقد خرق عادت هستند،حوادث و رویدادها تا حدودی قابل قبول و پذیرفتنی است و خواننده کمتر دچار اعجاب می شود(14)

5.زمان

در قصه ها و داستان های سنتی زمان چندان شناخته شده و قطعی نیست و اغلب فرضی و کلی است به گونه ای که خیلی نمی تواند خواننده را به زمان وقوع حادثه راهنمایی کند.

در طوطی نامه از مجموع 100 داستان تنها در 15 مورد یعنی در 15 درصد داستانها به زمان اشاره شده است و در 85 مورد یعنی 85 درصد هیچ اشاره ای به زمان وقوع داستان نمی شود.زمان ذکر شده در 15 داستان مذکور بسیار کلی و کلیشه ای است در 11 مورد فقط با کلمه«وقتی»به زمان مبهم وقوع داستان اشاره شده و در 4 مورد (داستان اصلی،شب دهم،شب بیستم و شب چهل و چهارم)با عباراتی چون ایام خالیه و قرون بالیه،قرون در نوشته و دهور خالیه،زمان مبهم و کلی وقوع قصه و داستان بیان گردیده است.با توجه به اینکه زمان در این نوع داستانها تقریبا با سایر داستانهای مشابه،مشترک است به مختصةخاصی در این خصوص نمی توان دست یافت.

6.مکان

مکان نیز اغلب در قصه ها و داستان های سنتی نامشخص و فرضی است،حتی مکانهایی که ذکر می شوند صددرصد قطعی و حقیقی نیست.در طوطی نامه از مجموع 100 داستان 50 مورد(50درصد)مکان دار و دارای جایگاه مکانی مشخص هستند.و 50 مورد(50 درصد)فاقد مکان ذکر شده هستند از مکان های ذکر شده در 50 داستان مذکور،12 مورد عام و بی نام است که با لفظ شهر بیان شده اند و 38 مورد دارای نام خاص هستند مکانهایی چون هند(در داستان اصلی و داستانهای44،17،8،7،1، 42/2)،طبرستان(داستان 2)،کامرو(داستان 5)،شام(داستان 9)،مازندران(داستان 12/2)،سپاهان(داستان 13)،چین(داستان 15)،بنارس(داستان16)،زابل(داستانهای 18،36)،گجرات(داستان 21)،کرمان(داستان22)،تبریز(داستان23)،سراندیب(داستان25)،بلاد عرب(داستان 26)،عراق و نیشابور(داستان 27)،کابل(داستان34)،بابل(داستان35)،سیستان(داستان37)،ترمذ(داستان42)،خوارزم(داستان45)و اماکن دیگری چون بلخ،بغداد،بصره،روم و...)از این جمله هستند.

بر خلاف عنصر زمان که در طوطی نامه از سایر داستانهای مشابه چندان متمایز نیست،عنصر مکان تاحدودی مشخص تر و قابل شناخت تر است.بسیاری از نام های مکانی فوق چنانکه می بینیم نشان دهندةاماکن خاص است و از کشورهای مختلف هند،چین،روم،بلاد عرب، و شهرهای مختلف هند و ایران انتخاب شده است،بنابر این تا حدودی می توان به عنصر مکانی داستانها پی برد.چون اصل طوطی نامه از هند است و مترجم ایرانی ،آن را بازنویسی نموده و بسیاری از داستانها با محوریت بازرگان و تاجر -که اغلب به سرزمین های مختلف سفر می کند- شکل گرفته،تنوع مکانهای ذکر شده در داستانها نیز با این سه عامل ارتباط نزدیکی دارد.

نتیجه گیری

داستانهای طوطی نامه از نوع داستانهای منثور غنایی و تمثیلی است که در آنها،اغلب خصوصیات قصه ها را می توان یافت؛خصوصیاتی چون تاکید بر حوادث،وجود امور خارق العاده،محکم نبودن روابط علت و معلولی میان رویدادها،مطلق گرایی،ختم شدن به نتایج اخلاقی،تغییر ناپذیری شخصیتها و فرضی بودن زمان و مکان.تمام داستانها با بیانی جدی شکل گرفته اند.دقت در نمودار زیر نتایج را عینی تر نشان می دهد.

نمودار کلی ساختار داستان های طوطی نامه

این نمودار نشان می دهد که در 100داستان به کار گرفته شده در طوطی نامه از نظر حجم یک مورد داستان بلند،59 مورد متوسط و 40 مورد کوتاه است.در این داستانها از 521 شخصیت استفاده شده است که 5/67 درصد عام و 5/32 درصد خاص هستند.بیشترین شخصیتها از حیوانات(5/22 درصد)و صاحبان مشاغل(19درصد) استفاده شده است.راوی اغلب داستانها(57درصد)،طوطی است.همچنین حیواناتی نظیر شارک،مار،شغال و... 11درصد داستانها،خجسته 8 درصد داستانها،افرادی نظیر راهب،وزیر،پادشاه،و...18 درصد از داستانها را نقل می کنند و راوی 6 درصد از داستانها نامعلوم است.از مجموع 100 داستان 69 درصد دارای کنش و 31 درصد فاقد کنش است،همچنین 54 درصد داستان ها دارای نتایج و توصیه های اخلاقی هستند و 46 درصد فاقد این امر است.در 35 داستان به حوادث خارق العاده اشاره شده،15 درصد داستان ها دارای زمان و 85 درصد فاقد زمان است و نهایت آنکه از مجموع 100 داستان،50 درصد مکان دار و 50 درصد فاقد جایگاه مکانی مشخص است.

یادداشت

1- در روش کار از شیوةمقالةساختار داستانهای گلستان(ذوالفقاری،ص125)بهره گرفته شده است.

2- دربارةداستانهای عامیانه و شیوه های مختلف بررسی آنها می توان به این دیدگاه ها نیز اشاره کرد:

ولادیمیر پراپ که کلیةقصه های قومی را به هفت حوزةعمل و سی و یک جزء یا کارکرد تقسیم کرد(پراپ،1368:تمام صفحات)،(ایگلتون،1383:ص144)،(گیرو،1383:ص109)و (برتنس،1384:صص49و50و51و52) و(سلدن،1384:صص،141،142)

تسوتان تودوروف که شخصیت ها را به مثابةاسم،و خصوصیات آنها به عنوان صفت و اعمال آنها به منزلةفعل قلمداد می کند و هر یک از قصه ها را به شکل یک جملةبسیط بازنویسی می کند.(ایگلتون،1383:ص145)

همچنین دربارةروایت شناسی رجوع شود به:(سجودی،1383:ص73) و (گرین،1383:ص109)

3- ر.ک:(میرصادقی،1365:ص138)،(صفا،1382:ص1294) و (محجوب،1383:ص459)

4-.ر.ک: (محجوب،1383:ص158)، (تقوی،1376:صص52و117)، (رزمجو،1382:ص248)و(تفضلی،1376:ص 218)

5- رک:(میرصادقی،1365:ص435)

6- ر.ک:(گلشیری،1384:ص14)

7- ر.ک:(محجوب،1383:ص126)

8- شمارةداستانهایی که با ممیز آمده،نشان دهندةشمارةداستان اصلی و داستان فرعی است،مثلا9/1یعنی داستان فرعی اول از داستان شب نهم.

9- ر.ک:(همان:ص703)

10- ر.ک:طبقه بندی انواع قهرمان ها(فرای،1377:ص47)

11- ر.ک:(فورستر،1369:ص73)

12- ر.ک:(گورین،1370:ص100)،(گورین،1385:ص91)و(میرصادقی،1367:ص277)

13- ر.ک:(داد،1380:ص234) و (محجوب،1383:صص117و122)

14- غرض از خرق عادت یا حوادث خارق العاده در این پژوهش،بیشتر موضوعاتی است که با نوعی شگفتی و اعجاب همراه است و خواننده را به تعجب و عدم پذیرش وا می دارد.

منابع

1- اسکولز،رابرت؛عناصر داستان؛ترجمةفرزانه طاهری؛چاپ دوم،تهران:نشر مرکز،1383.

2- انوشه،حسن؛فرهنگنامةادبی فارسی؛ج2،چاپ دوم،تهران:سازمان چاپ و انتشاررات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی،1381.

3- ایگلتون،تری؛پیشدر آمدی بر نظریةادبی؛ترجمةعباس مخبر؛چاپ سوم،تهران:نشر مرکز،1383.

4- بالانی،پیوند؛قصه های عامیانه و طوطی نامه؛ادبیات داستانی،ش88.

5- براهنی،رضا؛قصه نویسی؛چاپ سوم،تهران:نشر نو،1362.

6- برتنس،هانس؛.مبانی نظریه ادبی؛ترجمه محمد رضا ابوالقاسمی؛چاپ اول،تهران:نشر ماهی،1384.

7- پراپ،ولادیمیر؛ریخت شناسی قصه های پریان؛ترجمةفریدون بدره ای؛چاپ اول،تهران:توس،1368.

8- تفضلی،احمد؛تاریخ ادبیات ایران پیش از اسلام؛چاپ اول،تهران:سخن،1376.

9- تقوی،محمد؛بررسی حکایتهای حیوانات؛چاپ اول،تهران:روزنه،1376.

10- داد،سیما؛فرهنگ اصطلاحات ادبی؛چاپ چهارم،تهران:مروارید،1380.

11- ذوالفقاری،حسن؛«ساختار داستانهای گلستان»؛مجلةدانشکده ادبیات و علوم انسانی مشهد،سال چهلم،ش156،بهار1386،صص125تا140.

12- رزمجو،حسین؛انواع ادبی؛چاپ چهارم،مشهد:دانشگاه فردوسی،1382.

13- ریپکا،یان؛ادبیات ایران در زمان سلجوقیان و مغول؛ترجمةیعقوب آژند؛چاپ اول،تهران:گستره،1364.

14- سجودی،فرزان؛نشانه شناسی کاربردی؛چاپ دوم،تهران:نشر قصه،1383.

15- سلدن،رامان؛راهنمای نظریةادبی معاصر؛ترجمةعباس مخبر؛چاپ سوم،تهران:طرح نو،1384.

16- صفا،ذبیح ا...؛تاریخ ادبیات در ایران؛ج3بخش2،چاپ دوازدهم،تهران:فردوس،1382.

17- فرای،نورتروپ؛تحلیل نقد؛ترجمةصالح حسینی؛چاپ اول،تهران:نیلوفر،1377.

18- فورستر،ا.م؛جنبه های رمان؛ترجمةابراهیم یونسی؛چاپ چهارم،تهران:نگاه،1369.

19- گرجی،ابراهیم؛«درآمدی بر طوطی نامه با جذابیت های امروزین؛کیهان فرهنگی،ش229.

20- گرین،کیت؛درسنامه نظریه و نقد ادبی؛ویراستةحسین پاینده؛چاپ اول،تهران:روزنگار،1383.

21- گلشیری،احمد؛داستان و نقد داستان؛چاپ چهارم،تهران:نگاه،1384.

22- گورین،ویلفرد و دیگران؛راهنمای رویکردهای نقد ادبی؛ترجمةزهرا میهنخواه؛چاپ اول،تهران:اطلاعات،1370.

23- ـــــــــــــــــــــــــــــ ؛مبانی نقد ادبی؛ترجمةفرزانةطاهری؛چاپ چهارم،تهران:نیلوفر،1385.

24- گیرو،پی یر؛نشانه شناسی؛ترجمةمحمد نبوی؛چاپ دوم،تهران:آگه،1383.

25- محجوب،محمد جعفر؛ادبیات عامیانةایران؛به کوشش حسن ذوالفقاری؛چاپ دوم،تهران:چشمه،1383.

26- میرصادقی،جمال؛ادبیات داستانی؛چاپ دوم،تهران:ماهور،1365.

27- ــــــــــــــــ ؛عناصر داستان؛چاپ دوم،تهران:شفا،1367.

28- نخشبی،ضیاء؛طوطی نامه؛تصحیح فتح الله مجتبایی و غلامعلی آریا؛چاپ اول،تهران:منوچهری،1372.

29- یونسی،ابراهیم؛هنر داستان نویسی؛چاپ هشتم،تهران:نگاه،1384.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

The research of Tootiname fiction’s structure

 

 

Akbari.M.,PH.D

Nabiloo.A.R.,PH.D

 

 

 

 

Abstract

In this paper the writer studies about structure of Tootiname stories in different aspects.The stories of Tootiname stated in lyric and allegorical prose at style of Hezar o yek shab.In these stories can be found the particulars of tale:Event,Unusual matters,The weak relation between cause and effect,Ethical results,Unchageable Characters,Narrator,Supposition of time and place.

Tootiname stories have serious expression and tone.Tootiname contains 100stories.These stories have 521characters.67/5percent of characters are general and 32/5 percent are particular.22/5 percent of those are animal and 19 percent are prossossor of works.Parrot is narrator of 57 percent of stories.Another stories were narrated by these narrator:11percent by sharak,serpent,jackal and etc,8 percent by xogaste and 18 percent by monk,minister and king and 6 percent by unknown narrator.69 percent of stories have action and 31 percent didn’t have action.54 percent of stories have ethical results and 46 percent didn’t have it.35 percent of stories have unusual matters.Time in 15percent are clear but in 85 percent is unknown.Place in 50 percent are clear and in 50 percent is unknown.The results of this research was shown by chart and table.

 

 

Key words:

Tootiname,The Structur of story,Character,Narrator,Event,Action,Time,Place.

 


 
 
تضمین غزلی از قیصر امین پور
نویسنده : علیرضا - ساعت ٢:۱۱ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/۱٠/۱٦
 

 

هر کس به کوچه نخل عزای ترا چو بست
رفت آن خیال باز سخن آفرین ز دست

 

دیوانه گشت ماه و دل از آسمان گسست
دیگر نبود شور و غبار جنون نشست

«آواز عاشقانۀما در گلو شکست

حق با سکوت بود صدار در گلو شکست»

بعد از تو دل بهانۀبودن نمی کند
گل در میان غنچه غنودن نمی کند

 

میلی به گفتگو و شنیدن نمی کند
دلدار دل ز یار ربودن نمی کند
ج

«دیگر دلم هوای سرودن نمی کند

تنها بهانۀدل ما در گلو شکست»

این گونه بود صعب و غم آلود حاصلم
کاش آن خیال سبز تو آید به منزلم

 

سوگی به پاست از تو در این سوی محفلم
نوری بتابد از نفس عشق بر گلم

«سر بسته ماند بغض گره خورده در دلم

آن گریه های عقده گشا در گلو شکست»

همچون بنفشه بود رخت در مسیر باد
رؤیا صفت به سوی سرانجام پر گشاد

 

داغ سکوت بر دل این عاشقان نهاد
آن کوه استوار چرا این چنین فتاد

«ای داد کس به داغ دل باغ دل نداد

ای وای های های عزا در گلو نشست»

در دیده خنده در نگهت آفتاب بود
بعد از تو هر عمارتی که بدیدم خراب بود

 

گویا برای رفتنت این سان شتاب بود
هر چشمه سار بعد عبورت غبار بود

«آن روزهای خوب که دیدیم خواب بود

خوابم پرید و خاطره ها در گلو شکست»

هرگز مگو که سرو وجودش فتاد رفت
داغی شگرف بر دل یاران نهاد رفت

 

باور مکن که نقش خیالش ز یاد رفت
قیصر ز روم و از بر ما کیقباد رفت

«بادا مباد گشت و مبادا به باد رفت

آیا زیاد رفت و چرا در گلو شکست»

مهتاب رفت و دیده به آن سوی بام ماند
این طفل شعر بی تو پریشان و خام ماند

 

آهو گذشت از دل این دشت و دام ماند
قیصر گذشت و از پس او این کلام ماند

«فرصت گذشت و حرف دلم ناتمام ماند

نفرین و آفرین و دعا در گلو شکست»

زنجیری از فراق تو تفتیده بر تنم
از شوق آنکه خار ز راه تو برکنم

 

شیدا گمان مکن که من از روی و آهنم
آتش گرفت دست و گریبان و دامنم

«تا آمدم که با تو خداحافظی کنم

بغضم امان نداد و خدا...در گلو شکست»

 


 
 
دوباره با تو غزل ...
نویسنده : علیرضا - ساعت ۱٠:۳٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٧/٩
 

دوباره با تو غزل التهاب می گیرد
هوای شعر غبار آشنای خسته من
خیال گمشده در کوچه های شعر و غزل
دل خمار جنون پیشه سبک سر من
بیا که خرمن زلف بهار افکن تو
بیا که صعوه فرتوت عشق بار دگر
از آفتاب نشان ترا نمی پرسم
بهانه سازی شیدا و مشق های جنون
ج

 

برای دیدنت این دل شتاب می گیرد
دوباره از نفست آفتاب می گیرد
میان عشق و جنون آب و تاب می گیرد
صفای چشم ترا در شراب می گیرد
دوباره در دل گل عطر ناب می گیرد
به اعتبار تو پر عقاب می گیرد
که نور در رگ او اضطراب می گیرد
دوباره با تو غزل التهاب می گیرد



 
 
جاذبه های گردشگری در شعر فارسی
نویسنده : علیرضا - ساعت ۱۱:٤٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٧/٧
 

 

شعر فارسی از مواریث ارزشمندی است که گذشتگان و نیاکان ما برای ما به یادگار گذاشته اند و یکی از مفاخر فرهنگی ارجمند ما ایرانیان است و شعر شاعران فارسی شامل موضوعات و مفاهیم متنوعی است به گونه ای که می توان در آن از طب و داروشناسی تا نجوم و فلسفه و.....یافت.

با توجه به این تنوع موضوعی،امکان پژوهش و جستجوی بسیاری در دواوین شعری وجود دارد که بررسی و مطالعه آن بسیار جذاب و دلنشین است

شعر شاعران طراز اولی چون سعدی و حافظ در این نوع بررسی ها بسیار راهگشا و پراهمیت است و دریافت هایی که از این قبیل اشعار می شود می تواند نمونه و الگوی نسبی از سایر شاعران باشد

این دو شاعر نامدار شیرازی گرد موضوعات گوناگونی گشته اند و آثارشان نمونه کامل و موفقی از شعر فارسی قرن هفتم و هشتم است

موضوع مورد پژوهش،جاذبه های گردشگری ایران در شعر این دو شاعر است

جاذبه های گردشگری ایران آنقدر وسیع و گسترده است که نمودهای مختلفی از آن ها را می توان در شعر این دو شاعر بررسی نمود

نگارنده جهت بررسی این امر در ده بخش به تحلیل و شرح موضوع پرداخته است و برای نشان دادن بسامد و تکرار و میزان اهمیت مفاهیم با جداول و نمودارهایی آنها را عینی تر و ملموس تر نموده است

ده بخش مذکور عبارتند از:

1-    طبیعت و زمین

2-    روییدنی ها و میوه ها

3-    حیوانات

4-    آسمان و متعلقات آن

5-    دریا و رودها

6-    انسان و مشاغل او

7-    خوردنی ها

8-    پوشیدنی ها

9-    اشیاء

10-           اماکن و بناها

از بخش های مذکور برخی از بسامد بیشتری در اشعار این دو شاعر برخوردارند و جنبه گردشگری بیشتری دارند مثلا روییدنی ها و خوردنی ها و پوشیدنی ها و اشیا از نمود بیشتری برخوردارند.

برخی از جاذبه های گردشگری خاص و شناخته شده و برخی نیز عام و کلی هستند

ادامه دارد

 


 
 
← صفحه بعد